۱۳۸۹ آذر ۱۰, چهارشنبه

شنیده اید کمترین جرم نسبت به جمعیت هم متعلق به خودمان باشد؟


شهلا جاهد هم اعدام شد؛ امروز صبح. حتما همه شواهد و قرائن علیه او بوده و روند دادرسی و اعتراض و همه این ها هم بی کم و کاست اجرا شده؛ منطبق بر قوانین و اصول مترقی. زیر پایش را که خالی کرده اند؛ لابد دل خانواده مقتول شاد شده. این مهم نیست البته. نیست واقعا؟! ... مهم این است که می گویند این کارها باعث عبرت می شود ... افتخار بیشترین اعدام نسبت به جمعیت کشور، متعلق به میهن عزیز خودمان است، شنیده اید کمترین جرم نسبت به جمعیت هم متعلق به خودمان باشد؟ نه که نشنیده اید! ... یک چیز خیلی مهم این وسط گم شده. همه هم می دانند چیست ... شهلا جاهد شش سال بیشتر از حکمش در زندان بود؛ نه سال تمام. می دانستید؟ برای این شش سال چه کسی را قصاص می کنند؟ ... شهريور ماه امسال شهلا جاهد در نامه ای به رييس قوه قضاييه خواستار تعيين تکليف خود شد و در اين نامه اعلام کرد که ۹ سال زندان او را خسته کرده زيرا علاوه بر حکم قصاص، به سه سال زندان هم محکوم شده که اکنون شش سال بيشتر از مدت محکوميت در زندان مانده. رييس قوه قضاييه پس از بررسی نهايی پرونده شهلا جاهد، اجازه اجرای حکم اعدام را صادر کرد ... امروز صبح هیأت صلح و سازش 45 دقیقه با خانواده مقتول صحبت کرد اما فایده ای نداشت و مادر لاله رضایت نداد ... شهلا در آخرین لحظاتی که طناب دار به گردنش آویخته می شد، نه با ناصرمحمدخانی صحبت کرد و نه حتی به وی نگاه کرد. ناصر سرش پایین بود و چیزی نمی گفت. هنگام نماز شهلا جیغ زد و التماس کرد که مرا نکشید. تازه آن وقت باورش شد که می خواهند وی را بکشند. در نهایت پسر لاله سحرخیزان صندلی را از زیر پای شهلا کشید و شهلا جان داد ...
*
این که احمدی نژاد می گوید اسناد منتشر شده ویکی لیکس را نامعتبر می داند، همان اسنادی که مدعی است عرب ها چقدر بر ضد جمهوری اسلامی حرف و حدیث دارند، حرف دیپلماتیک درست و کاملا به جایی است. خوب نیست این اسناد معتبر باشد که! همین چند روز قبل زنگ زدیم سراغ وضع مزاجی شاه عربستان را گرفتیم. همین سه سال قبل بود که گفتیم پیشرفت امارات پیشرفت ایران است و حاضریم الساعه سفارتمان را هم در قاهره فعال کنیم و سفیر برایش بفرستیم. چقدر خوشحال شدیم که به جلسه شورای همکاری خلیج دعوت شدیم توی قطر و حالا اصلا خوب نیست این حرف امیر قطر را معتبر بدانیم که گفته "ایرانی ها به ما دروغ می گویند ما هم به آن ها دروغ می گوییم"
*
دیده اید بعضی راننده ها چقدر بی رحم اند؛ راهنما می زنی، دست تکان می دهی، که یک نیش ترمز بزنند و تو دوری بزنی، خط مسیرت رو عوض کنی ولی انگار نه انگار ... شاید مردم مطمئن شده اند که خیابان جز بسیار معدود جاهایی است که می توانند اجازه ندهند کسی بهشان زور بگوید و حق شان را و عمرشان را ضایع کند؛ حتی اگر این زور با خواهش و تمنا و چراغ راهنما بوده باشد
*
تصمیم دارم چهارشنبه ها چهار گانه بنویسم؛ اولی این بود، دومی: این، سومی: این یکی و این پست هم چهارمی. قرار ما باشد چهارشنبه ها با چهارگانه ای از سیاست خارجی، ایران، شهر و شاید از خودم و وبلاگم ... یه مقدار طول می کشه البته تا قوام و فرم بگیره