۱۳۸۹ آبان ۶, پنجشنبه

آخرین ها

آخرین هایی که از آخرین بودن شان بی خبری، این که قرار نیست تکرار شوند، می دانستی که بذر حسرت اند و بهانه اندوه و دلتنگی؟ آخرین نگاه ... آخرین سلام ... آخرین لبخند ... آخرین بوسه ... آخرین گرمای پیشانی ... آخرین باران ... آخرین انار ... آخرین سیب ... آخرین ساعت ... آخرین آواز ... آخرین "من"، آخرین "تو" ... آخرین "صبح به خیر" ... آخرین "شب به خیر" ... آخرین "من رفتم" ... آخرین "تو خوبی" ... آخرین کتاب ... آخرین دفتر ... آخرین مداد ... آخرین کیف مدرسه ... آخرین سفر ... آخرین سبزه ...آخرین سُراندن انگشتان لای موها؛ عین شانه ... آخرین تماشا
.
پیمانه "آخرین"هایت که پُر شد، خودت رسیده ای به "آخر"
.
همیشه دیر می رسیم