۱۳۸۹ مرداد ۳, یکشنبه

مجازهای واقعی


دیروز عصر، برای کمی کمتر از دو ساعت، روی چمن های ائل داغی زنجان، عمو فیروز و سین دخت و راه نوشت و حمید و من نشستیم به یک قرار وبلاگی دلپذیر و از هر دری سخن گفتیم ... در همه این سالهای گذشته که وبلاگ نویسی راه به زندگی ما باز کرده، دوستی هایی شکل گرفته که لذت درک شان خیال ناهمراه "مجاز" بودن شان را به کلی به فراموشی می سپارد.