۱۳۸۹ خرداد ۳, دوشنبه

نامه سروش به مراجع و دو نکته


در نامه اخیر دکتر سروش به مراجع تقلید (خرداد 89)، دو نکته قابل توجه است:
نخست این که دکتر سروش در این نامه به روشنی بر اهمیت نقش دین و مذهب و حتی "دعا" در حوزه زندگی اجتماعی و سیاسی مردم صحه می گذارد و هراس خود را از بی فروغ شدن اعتبار دین و مذهب ابراز می کند. این بر خلاف دیدگاه ترویج شده ای است که او را منادی عبور از دین و بی اعتنایی به آموزه های آن در سیاست ورزی می داند
دوم آن که اگر تا پیش از این نامه، که طی آن دکتر سروش مراجع را تشویق به مهاجرت کرده، مرجعی قصد داشت در اعتراض، "مهاجرت" کند، با توجه به وجهه ساخته و پرداخته شده توسط دستگاه های تبلیغاتی بر ضد سروش، ممکن است چنین مهاجرت یا مهاجرت هایی، اگر نه منتفی، ولی به "تاخیر" افتد. سروش به خوبی از فضایی که در همه این سال ها شدیدا علیه او به راه انداخته اند خبر دارد با این همه نامه نگاری او به مراجع نشان می دهد که وی ظاهرا به "تکلیف" عمل کرده و "نتیجه" را فرع بر آن دانسته؛ این آیا همان آموزه ای نیست که با گوش ما سال هاست آشناست؟ "عنوان" نامه (دق الباب) هم نشان از آن دارد که کسی پشت در به حاجتی آمده؛ می کوبد، اگر باز نشد، می رود؛ اهل خانه می مانند و خدایشان.