۱۳۸۹ فروردین ۲۳, دوشنبه

"من اعتراف می کنم"

"چند سالی پیش در همین مجله، (همشهری جوان / شماره 61/ صفحه 61) یادداشتی نوشتم درباره مسعود ده نمکی که آن موقع تازه اولین فیلم مستندش را (کدام استقلال؟ کدام پیروزی؟) ساخته بود و در آن یادداشت نوشتم که مسعود ده نمکی هنوز همان است که بود منتها شیوه عملش عوض شده و از برگزاری تجمع اعتراضی به روزنامه نگاری و از کاغذ و قلم به سراغ دوربین رفته و اینکه "این اتفاق خوبی برای ده نمکی و برای همه ماست". این را یادآوری کردم که بگویم می خواهم همین جا و با صدای بلند از همه مخاطبان مجله بابت آن یادداشت و آن اظهار نظر عذرخواهی کنم. آن اتفاق خوبی که ما فکر می کردیم هرگز به وقوع نپیوست. ده نمکی تن به قواعد بازی نداد و نخواست یاد بگیرد. شیفته همان فروشی شد که به خاطر مجوز اختصاصی او برای عبور از خط قرمزها بود. نتیجه اش هم شد همینی که در ایام عید شاهدش بودیم که نه طرح داستانی داشت، نه پرداخت تصویری، نه محتوای قابل دفاع و نه حتی یک دیالوگ به یاد ماندنی. ما شکست خوردیم و آرزوهایمان به باد رفت. من از آن همه امیدی که داشتم و به خوانندگان منتقل کردم عذر می خواهم، آن یادداشت مال چند سال پیش بود، وقتی که هنوز ده نمکی فیلم و سریال نساخته بود".

احسان رضایی / مجله همشهری جوان / شماره 255 * 21/1/89
*
پ.ن: من هیچ یک از برنامه های تلویزیون را در تعطیلات نوروز ندیدم؛ قهر از رسانه "میلی" ادامه دارد و خب تحلیلی هم از برنامه هایش ندارم! ... به نظر من "اخراجی های دو" به اندازه کافی در مایوس شدن از ده نمکی کافی بود که تا "دارا و ندار"ش که امسال عید پخش شد، کسی منتظر نماند. با این حال این نوشته کوتاه نویسنده "همشهری جوان" ارزش آن را دارد که شما هم اینجا بخوانیدش و اگر تا حالا امید وار بودید به ده نمکی، در امیدتان را گِل بگیرید لااقل تا اطلاع ثانوی!
*
دیگر پست های امروز: