۱۳۸۸ بهمن ۱۵, پنجشنبه

مریض هایی که امنیت دارند

" ... در این بین عطا، مردی شصت ساله، با ته لهجه ترکی و ظاهری معمولی، صاحب طلا فروشی نقلی و جمع و جوری در همسایگی کافی شاپ است که گاه برای فضولی و گاه نیز برای چشم چرانی به بهانه استفاده از دستشویی کافی شاپ وارد آن جا می شود ... او به دختر تازه وارد نظر کرده و قصد نزدیک شدن به او را دارد که امیر به خاطر چشم چرانی ها و لوندی های چندش آورش، دل خوشی از او نداشته و به همین دلیل چشم دیدنش را ندارد ... ".
این بخشی از خلاصه طرح فیلمنامه یک فیلم سینمایی است که به دست من رسیده! ... من نمی دانم فیلمنامه نویس مریض این فیلم چه اصراری دارد تا نقش منفی داستانش را به "مردی با ته لهجه ترکی" بسپارد و تازه در خلاصه فیلم هم به این "مهم" اشاره کند! این فیلم منتظر اخذ پروانه نمایش است و حتما هم مجوزش را می گیرد؛ لوگوی روزنامه نیست که آقایان از دلش براندازی نرم بیرون بکشند!