۱۳۸۸ آذر ۸, یکشنبه

ضد انرژیِ تنهایی

اول: پشت گرم بودن به انرژی های نو، وقتی که انرژی های فسیلی و تجدیدناپذیر به سرعت در حال مصرف و فناست، یک ضرورت است. این تنها توجیه من برای حمایت از مجهز شدن ایران به انرژی هسته ای است
دوم: پاکستان بمب اتم دارد و طالبان همین چند وقت پیش تا 150 کیلومتری اسلام آباد پیش رانده بود. تصور این که قفل انبار بمب اتمی پاکستان به دست کسی از قماش ملا محمد عمر بیفتد، که می دانیم با شیعه و ایرانی چگونه تا می کند، آن قدر وحشتناک هست که ته دلم گاهی رضا دهم به این که ما هم "بمب" اتمی داشته باشیم!
سوم: قبل از این که ایرانی باشیم و شیعه، انسانیم؛ به فطرت، انس گرفته به جمع و اجتماع و دیگران. وقتی یک جمع قانونی چهار بار علیه فعالیت های هسته ای ما به اجماع می رسند و آخرین بارش در یک جمع سی و پنج کشوری، فقط سه کشور حاضر نیستند محکوممان کنند؛ بیشتر از انرژی هسته ای این "ضد انرژی تنهایی" است که آزارم می دهد؛ این همه تنهایی را چگونه می توان تاب آورد وقتی حتی انبارهایت لب به لب پر از انرژی هسته ای و حتی بمب اتم باشد؟! به چه درد می خورد پز نیروگاه هسته ای و غنی سازی وقتی همه به تو شک دارند و تو با پنهان کاری بهانه پربهایی برای مشکوک بودن خودت دست و پا کرده ای؟ انسان بیشتر از برق هسته ای، به کسانی از جنس خودش محتاج است، فقیرِ انرژی "اعتماد" همنوع است که اگر چنین نبود ما کشوری باید می بودیم در سیاره ای دیگر