۱۳۹۷ خرداد ۱۲, شنبه

انور خوجه / مشت سرخ آهنین



📚 کتاب
انور خوجه / مشت سرخ آهنین
نوشته‌ی بِلندی فوزیو، ترجمه‌ی بیژن اشتری
381 صفحه، 38 هزار تومان
نشر ثالث

🔘 این کتاب درباره «انور خوجه» است؛ رهبر کشوری کوچک و کم‌جمعیت در جنوب‌شرقی اروپا به اسم «آلبانی». مسلمان‌زاده بود ولی کمونیست شد و 41 سال تمام، از 1323 تا 1364 (همین 33 سال قبل)، حاکم بلامنازع آلبانی بود. بعد از خروج آلمان (در اواخر جنگ دوم جهانی) از آلبانی، با پارتیزان‌ها وارد تیرانا، پایتخت، شد و پایه‌های حکومت خود را با ستایشی دائمی از استالین بنا نهاد.

در این کتاب، با وقایعی هولناک از دوره حکومت انور خوجه و جانشین او بر آلبانی روبروییم. کمونیست‌ها، بیشتر از 5سال بعد از مرگ انور خوجه دوام نیاوردند و حکومت‌شان با قیام مردمی از هم پاشید. در حین 46 سال حاکمیت کمونیست‌ها بر این کشور 3 میلیون نفری، 5037 مرد و 450 زن اعدام شدند، 16788 مرد و 7367 زن محاکمه و به زندان‌های طولانی مدت محکوم شدند، 70هزار نفر تبعید یا به اردوگاه‌های کار اجباری فرستاده شدند و 354 نفر از ملیت‌های خارجی تیرباران شدند (ص 321) و حکومتی بر پایه «وحشت»، همه زندگی مردمان را در کام خود فرو برد.

انور خوجه که برآمدن خود را مدیون یوگسلاوها بود، به دشمن خونی تیتو تبدیل شد، 5 بار با استالین دیدار کرد و همیشه او را ستود، سیاست خارجی کشور را به انبوهی از روابط عشقی/نفرتی با کشورهای خارجی  تبدیل کرد و آلبانی را در انزوا و فقری کم‌نظیر درجهان فرو برد، بسیاری را با دستور مستقیم محکوم به شکنجه‌های وحشیانه کرد و برای بسیاری حکم تیرباران داد و به‌دستورش جنازه بسیاری هیچگاه یافت نشد، وقتی فهمید نخست‌وزیرش (که 27 سال در این سمت بود) با نامزدی پسرش با دختر کسی رضایت داده که در خانواده آنان، کسانی مخالف او بوده‌اند، چنان عرصه را بر او تنگ کرد که نخست‌وزیر خودکشی کرد و همسرش را به زندان و کار اجباری در مزرعه فرستاد، در طول عمرش 68 جلد کتاب و خاطره مالامال از دروغ نوشت و مردمان را ناگزیر کرد آنها را بخوانند و بر آتش کیش‌شخصیت او بدمند. او «حقیقت» را حق قانونی و انحصاری خودش ساخته بود.

تنها 7 سال بعد از مرگش، مردم بقایای جسدش را از قبر بیرون کشیدند و به گورستان عمومی بردند و همزمان بقایای جنازه‌های بسیاری از کسانی که توسط رژیم اعدام شده بودند، از گورهای محقرشان بیرون کشیده شد و در گورستان شهدای ملت با احترام به خاک سپرده شد.

این کتاب خواندنی است؛ چون از آلبانی خیلی کم می‌دانیم و چون پایان گوارایی دارد.