۱۳۹۷ اردیبهشت ۱۹, چهارشنبه

🔘 زنجیرکردن راه‌شان بود




خروج آمریکا از برجام و بازگرداندن برخی تحریم‌ها، همه کسانی را که برای زمین خوردن برجام، گو به نیت‌های مختلف و متنافر، تلاش کرده بودند، خوشحال کرد؛ از نتانیاهو تا حسین شریعتمداری و از بن‌سلمان تا آنهایی که به قول رییس‌جمهوری: «روی موشک شعار نوشتند و شهر زیرزمینی نشان دادند که برجام را به هم بزنند»، از تروریست‌های منافق تا آن‌هایی که شیشه‌هایشان را برای پر کردن از خون مردم، آراسته‌اند و ثروت بادآورده را به انتظار نشسته. سوی تلخ ماجرا این است که چوب این نزاع را مردمی خواهند خورد که نابسامانی اوضاع اقتصادی، ارزش دارایی‌های‌شان را مدام بر باد داده و حیات و ممات‌شان گره خورده به موجودی قفسه داروخانه‌ها بدون آن‌که بتوانند به صراحت و بدون‌نیاز به شجاعت‌ورزی، نقد و مخالفت خود را ابراز کنند. سوی بد ماجرا این است که مردم ایران تبدیل شده‌اند به مردمانی که به گمان «اهل قدرت و مصلحت»، راه تربیت‌شان، فقط زنجیرکردن‌‌شان است؛ با اسم‌های مختلف؛ از فیلترینگ تا تحریم‌های اقتصادی (و البته وقیح و بی‌حیا، کسانی که هم بانی و عامل این زنجیرکردن‌هایند هم از رشید و متمدن بودن همین مردم حرف می‌زنند). روی خوش ماجرا، اما این است که ایران برعهدی که بسته بود، ماند. غیر از اسراییل و سعودی‌ها و امارات متحده و سازمان منافقین و هم‌وطنان ابلهی که راه نجات مردم ایران را، زنجیر و عصبانی و ناامید‌کردن‌شان می‌دانند، کسی از اقدام ترامپ پشتیبانی نکرده است. این درست بر خلاف ماه‌های پایانی جنگ با عراق و روزگار تحریم‌های دوران احمدی‌نژادی است که همه دنیا برای محاصره و فشار علیه ایران، هم‌رأی شده بودند.

ما همچنان از «اقتصاد» می‌خوریم و تا وقتی چنین چشم‌اسفندیاری داریم، شوق نجات منطقه و جهان از شر ستم، شوقی اگر نگوییم «بدحاصل»، که «بی‌حاصل» خواهد بود. «امنیت» تنها نترکیدن بمب و نشنیدن صدای تیراندازی در خیابان‌ها نیست، یک بمب‌ساعتی زیر پوست شهر هست که اوضاع نامساعد بانک‌ها تا تورم و گرانی، حتی قطعی برق و آب می‌تواند آن را سریع‌تر منفجر کند. راه نجات، «اتحادی‌»ست که باید نظام برای رفع ابرچالش‌های اقتصادی، بر صاحبان گلوگاه‌های اقتصادی کشور، تحمیل کند، حفظ و واقعی کردن «آرامش»ی است که روحانی در سخنرانی دیشب‌اش بروز داد و زنده نگاه‌داشتن «امید»ی‌ست که بذر هویت ماست.