۱۳۹۵ تیر ۵, شنبه

ناگهان شفافیت، ناگهان انقلابی

Yuri Kosobukin



از بعد از جنگ 33 روزه تابستان 85، گاه و بیگاه آن تعارف‌های گذشته (اگر نگوییم مخفی‌کاری‌های دیپلماتیک گذشته) دایر بر این که «ما از مقاومت حمایت معنوی می‌کنیم نه مادی»، رنگ می‌باخت. دخالت در امور لبنان واضح و واضح‌تر هم شد (قبلا در این باره +) با این همه آنچه حضور و دخالت مستقیم در کشورهای منطقه را بیش از پیش از پرده برون انداخت، همان "بیداری اسلامی" و در این بین به خصوص موقعیت "سوریه" بود که حدود 5 سال و نیم قبل شروع شد.
حالا "صداقت" و "شفافیت" به چنان حدی رسیده که سردار سلیمانی بیانیه علیه دولت قانونی کشوری دیگر صادر می‌کند و بشارت براندازی می‌دهد و دبیرکل حزب‌الله لبنان، که همین بهمن ماه گذشته گفته بود: «ایران در امور داخلی لبنان دخالت نمی‌کند»، حالا می‌گوید: «شفاف بگویم و خیال‌تان را راحت کنم. تمام پول و بودجه و سلاح و موشک ما از جمهوری اسلامی ایران می‌رسد.»
برای درک مفهوم چنین اظهارنظرهایی کافیست فرض کنید مثلا فرمانده ارتش یک کشور دیگر درحمایت از گروه یا شخصیتی سیاسی در ایران، بیانیه صادر کند و بشارت براندازی نظام بدهد یا یک گروه معارض نظام ایران (مقیم مثلا عراق)، اعلام کند که مزدور عربستان است!
این سطح از تقابل می‌تواند از جمله ناشی از ناامیدی مطلق از صلح و گفت‌وگو و دیپلماسی بین قدرت‌های منطقه و نشانه جنگی در پیش رو باشد. این رویه بر خلاف پیمان‌های بین‌المللی نیز خواهد بود که کشورها را به احترام به حق حاکمیت یکدیگر ملزم کرده است. داوری بین‌المللی هم مبتنی بر این پیمان‌ها با استناد به اسنادی خواهد بود که قابل خدشه نباشند؛ از جمله اعتراف متهم علیه خود!
رفتار سردار سلیمانی و حالا سید حسن نصرالله، با فاصله‌ای اندک از یکدیگر، یک پیامد مهم سیاسی هم دارد؛ آن‌هم تضعیف موقعیت دولت روحانی در عرصه بین‌الملل است، آنچنان که به مردم کشور نیز این پیام منتقل می‌شود که آستانه نفوذ رای‌شان، محدودتر از آنی‌ست که قبلا تصور کرده بودند!
جایی که این دولت سعی دارد نشان دهد ایران در امور داخلی سایر کشورها دخالت نمی‌کند تا از طرفی اتحاد جهان اسلام به رهبری عربستان را علیه ایران از هم بپاشد و از طرفی فضای روانی مناسبی برای سرمایه‌گذاری خارجی فراهم شود تا مجال اقدام موثر اقتصادی، جهت بهبود امور معیشت مردم فراهم شود، تقدیم اسنادی دال بر دخالت در امور سایر کشورهای منطقه باید کمک به چه کسی محسوب شود؟ اگر اسم این اقدام و رفتارها در تقابل با "دیپلماسی"، اقدام "انقلابی" است، اساسا چرا وزیر و وزارت امورخارجه داریم و چرا ناگهان انقلابی شده‌ایم؟ مردم گرفتار در شرمندگی نظام بابت بیکاری جوانان‌اش، با اظهارات سیدحسن نصرالله، به بهبود اوضاع اقتصادی امیدوار می‌شوند یا ناامید؟ ...
و این‌که:
این رویه، روحانی را ناگزیر از "شفافیت" می‌کند، یا "استعفا" و "تسلیم"؟.
.
.