۱۳۹۴ شهریور ۲۸, شنبه

اینک «نفوذ»





(1)
آیت‌الله خامنه‌ای می‌گوید که دشمن به دنبال «نفوذ» در مراکز «تصمیم‌گیر» و «تصمیم‌ساز» است.
بعد از «تهاجم فرهنگی» و «جنگ نرم»، به نظر می‌رسد اینک کیلد واژه «نفوذ» تلاشی دیگر برای ترسیم و  تئوریزه کردن سوگیری نظام در مواجهه با رویدادهای جاری و آتی کشور به خصوص در صحنه سیاسی و فرهنگی باشد. آیت‌الله خامنه‌ای طی دو سخنرانی اخیر خود، نوع انتقادها از شورای نگهبان و سپاه را «بی‌خود» ارزیابی کرد؛ اقدامی که کمتر از شش ماه مانده به انتخاباتی که هم شورای نگهبان و هم سپاه در آن به ایفای نقش می‌پردازند و راهبرد خود را نیز نظرات رهبری اعلام می‌کنند، طبیعی به نظر می‌رسد. به همین سیاق، به دلیل نزدیکی انتخابات، درک معنای هشدار نفوذ دشمن در «مراکز تصمیم‌گیر» آسان است؛ دو مجلس خبرگان و شورای اسلامی دو مرکز تصمیم‌گیری هستند که دشمن به دنبال نفوذ در آ‌نهاست اما شورای نگهبان و سپاه بی‌تعارف نباید چنین اجازه‌ای را بدهند چرا که پای «نفوذ» در میان است؛ گو حق تنوع انتخاب توسط مردم ادا نشود. ولی مراکز «تصمیم‌ساز» کجاها هستند و مسئولیت مقابله با نفوذ دشمن در این مراکز با کیست؟ آیا روزنامه‌ها و رسانه‌های مستقل، احزاب و تشکل‌های غیردولتی و احتمالا جنبش دانشجویان و زنان مد نظر است؟ اگر دشمن قرار گذاشته به این مراکز نفوذ کند، آیا در آستانه انتخابات باید منتظر محدودیت‌های جدید از سوی نظام باشند؟
.
(2)
پاسخ‌های فوری و صریح رهبری به گلایه و اظهارات روحانی از و درباره شورای نگهبان و سپاه، ایده آماده‌سازی فضا برای حذف پست ریاست جمهوری و احیای نخست‌وزیری را طی کمتر از ده سال آینده، تقویت می‌کند؛ ده سالی که اگر قرار بر ابقای روحانی در پست ریاست جمهوری برای دور دوم باشد؛ شش سال آن در اختیار تیمی است که مجلس متکثر اول را ستایش می‌کند و معتقد است اگر در جایی پول و رسانه و سلاح یک جا جمع شود، فساد گریزناپذیر خواهد بود. اگر قرار بر تغییر قانون اساسی باشد، ترکیب مجلس، حتی در حد این که اقلیتی قوی از اصلاح‌طلبان جواز حضور در آن پیدا کنند، بسیار مهم و حیاتی خواهد بود. نمایش تقابل رهبری و ریاست‌جمهوری، اصولگرایان را پشت ایده حذف ریاست جمهوری جمع خواهد کرد وقتی خود، هیچ گزینه‌ امیدوارکننده‌ای برای کسب عنوان ریاست جمهوری ندارند (مردم از سال 76 به این سو هیچگاه به کاندیدای ریاست جمهوری اصولگرایان (راست سنتی) روی خوش نشان نداده‌اند).
آیت‌الله خامنه‌ای برای اولین بار در سفر استانی مهرماه سال 90 خود به کرمانشاه از ایده حذف پست ریاست‌جمهوری سخن گفت؛ آن زمانی بود که گردن‌کشی‌های احمدی‌نژاد علیه رهبری، از پرده برون افتاده بود (مقام رهبری گفته بود: «نظام سیاسی کشور در شرایط فعلی‌، ریاستی است و رییس جمهور با رای مستقیم مردم انتخاب می‌شود که شیوه خوب و موثری است اما اگر روزی در آینده «احتمالا» دور، احساس شود که نظام پارلمانی برای انتخاب مسئولان قوه مجریه بهتر است، هیچ اشکالی در تغییر ساز و کار فعلی وجود ندارد.»). اگر اختلاف نظرهای آیت‌الله خامنه‌ای و روحانی را درباره رفتار و حدود اختیار شورای نگهبان و سهم سپاه از قدرت در نظر بگیریم؛ متوجه خواهیم شد که همه روسای جمهوری بعد از تغییر قانون اساسی در سال 68، و روحانی نیز، با رویکردهای مقام رهبری اختلاف زاویه‌های جدی داشته‌اند یا دارند. این چیزی است که ظاهرا آیت‌الله خامنه‌ای قبل از ده سال آینده، در صدد اصلاح آن برخواهد آمد تا رهبری در صدر قوه مجریه با نخست وزیری مواجه باشد که مجلس برمی‌گزیند؛ مجلسی که نمایندگان آن بیشتر از شخص «رییس جمهوری» تحت سیطره شورای نگهبانِ برگزیده رهبری است.