۱۳۹۲ بهمن ۲, چهارشنبه

نامه‌ی صدم

سلام ای یادتْ سبز
.
گفته بودم‌ات که ماه فقط به کار تقویم و به کار جزر و مد نمی‌آید، یا به این که روشنی باشد توی تاریکی شب. اصلا شأن خیره‌کننده‌ای دارد این «چرخیدن» و مدام چرخیدن ماه دور زمین. حساب چرخیدن این طوری هم توفیر دارد با چرخیدن‌هایی که عین سکون است، عین ماندن در همان جایی است که بودی و همه تقلایت هم، همه ختم می‌شود به "در جا زدن"؛ و این چه عقوبت بی‌مثال و خردکننده‌ای است. 
ماه اما می‌چرخد، خوب ِ خوب و  "در جا" هم نمی‌زند!
.
این همه را گفتم که بگویم حس ماه را دارم وقتی دور یاد ِ معطّر تو می‌چرخم! 
و متکبّرانه دلپذیری است این!
.