ه‍.ش. ۱۳۹۲ دی ۲, دوشنبه

سهمیه عزّت را عادلانه توزیع کنید لطفا


بلندنشدن سرپرست گروه پارلمانی اتحادیه اروپا به هنگام ورود هاشمی رفسنجانی به محل ملاقات، رفتاری توهین‌آمیز بود؛ فارغ از اینکه این رفتار واکنشی به محدویت‌های اعمال شده توسط «نظام» علیه آنها بوده یا نه (آنچنانکه از این توضیح / توجیه (+) استنباط می‌شود).
.
به دنبال انتشار تصاویر مربوط به این رفتار، به درستی کسانی معترض شده‌اند اما در این میانه تذکر دو موضوع، درباره دو گروه، مهم می‌نُماید:
.
نخست – برخی از معترضان کسانی هستند که لااقل در این چهارسال گذشته هیچ حد و مرزی را برای توهین به رفسنجانی و تحقیر او به رسمیت نشناخته‌اند. اگر در مقاطعی کوتاه آمده‌اند عموما به این دلیل بوده که بیش از آن «نتوانسته‌اند» نه اینکه «نخواسته اند». نه سابقه انقلابی و قرابت‌اش با بنیانگذار فقید جمهوری اسلامی را مد نظر داشتند و نه جایگاهی که رهبری در مجمع تشخیص مصلحت نظام به وی سپرده بود. ژست کنونی و معترضانه این افراد، بیشتر به فرصت‌طلبی برای هجمه به سیاست خارجی انزواگریز فعلی می‌ماند و نه دفاع از دیسیپلین بین‌المللی نظام. این را سکوت در برابر رفتارهای عجیب و غریب احمدی‌نژاد که منجر به استهزا یا تخریب وجهه بین‌المللی ایران می شد، به ذهن متبادر می‌کند (از نامه‌نگاری‌های بی‌پاسخ، تا مثلا رفتار و گفتار عجیب و التماس گونه برای برقراری رابطه با مصر، تا برکناری وزیر خارجه حین انجام ماموریت و تا سخنرانی در نماز جمعه علیه توافق اولیه سولانا/لاریجانی).
.
دوم – در این بین گروهی دیگر به درستی به مسئله «عزّت» اشاره کرده‌اند ولی دوباره این مسئله به ذهن متبادر می‌شود که آیا این گروه که برای القای مفهوم مورد نظر خود به آیات قرآن نیز استناد میکنند، در توزیع سهمیه‌ی عزت، به عدالت باور دارند؟ اینان عزت را فقط برای دانه درشت‌ها ضروری می‌دانند؟ فقط برای «نظام» و مردان و زنان ِ صاحب منصب‌اش؟ عزت شهروندان معمولی کجای ذهن حساس آنها قرار دارد؟ لگدمال شدن عزت شهروندان ایرانی (در داخل و خارج کشور و صرفا به دلیل رفتار نظام سیاسی و اجتماعی و اداری حاکم بر کشور) می‌تواند در این چارچوب قرار بگیرد و مایه نگرانی شود؟ وقتی عزت بسیاری از شهروندان صرفا به خاطر مشکلات عدیده اقتصادی کشور، به راحتی در کوچه و بازار و زیر سقف خانه‌ها لگدکوب می‌شود، وقتی نظام بروکراسی کشور یکی از فاسدترین نظام‌های اداری دنیاست که از قِبل آن عزت شهروندان بی‌پشت و پناه و پارتی منکوب می‌شود، این شعارها و حلواهای دهن شیرین کنِ عزتمندانه کجاست؟ اصلا مقصر این عزّت کُشی‌ها کیست و چیست؟

.