۱۳۹۲ خرداد ۴, شنبه

روزگاری «کمتر سیاه»

حداد عادل حتما به نفع جلیلی و عارف، احتمالا به نفع روحانی کناره‌گیری می‌کند. انصراف رضایی و قالیباف و روحانی منتفی است. غرضی شوخی بزرگ شورای نگهبان باقی خواهد ماند. ولایتی بهترین کاندیدا برای اصولگرایان سنتی است؛ هر چند این به معنای شانس خوب برای او نیست اما مردم با چهره او آشناترند تا مثلا با چهره جلیلی. رد صلاحیت رفسنجانی به زیان قالیباف و به سود روحانی تمام خواهد شد؛ نزدیک‌ترین افراد به ستاد رفسنجانی در ستاد روحانی هستند و اگر قرار است شورای نگهبان تنبیه شود، توسط اصلاح‌طلبان و خاکستری‌های معتدلی که تا قبل از آمدن رفسنجانی با قالیباف بودند تا با روحانی، حالا چه چیز بهتر از رای به روحانی؟! جلیلی شعار «ائتلاف مردم+1» را برای خود انتخاب کرده، که یعنی من با هیچ گروه و ائتلاف و جناحی نیستم و با مردم‌ام، ولی احیانا باید کسی به او یادآوری کند مردم می‌دانند این وضعیت اقتصادی محصول فشارهای اقتصادی به خاطر فعالیت‌های هسته‌ای است که او در این شش ساله، بی حاصل و ثمر، مذاکرات مربوط به آن را به پیش «نبرده»! همچنین کسانی او را احاطه کرده‌اند که هشت سال پیش جان‌شان برای ترمیناتور اقتصاد ایران (احمدی‌نژاد) در می‌رفت! رأی به جلیلی به این می‌ماند که مثلا برای گذار به اقتصاد پررونق، مردم شوروی دوباره به کمونیسم رأی بدهند، یا برای گذار به دمکراسی؛ افغان‌ها به ملاعمر.
.
اولویت افکار عمومی کشور، نه «اقتصاد» که با اوضاع وخیم فعلی، «اقتصاد» یک اصطلاح و کالای لوکس به نظر می‌آید، که تضمین «معیشت» است. معیشت، تامین نیازهای اولیه از قبیل خوراک و پوشاک و بهداشت در حد توانایی زنده ماندن و راه رفتن را طی یک سال آینده به ذهن متبادر می‌کند! مردم به روزگاری «کمتر سیاه» محتاج‌اند!
.