۱۳۹۱ آذر ۱۵, چهارشنبه

چهارپاره – 95 / پهپاد


(1)
اتحاد جماهیر شوروی کمونیستی، قدرتِ نظامیِ فوق‌العاده زیادی داشت؛ رسما «ابرقدرت» صدایش می‌کردند؛ قدرتی که البته به کار ماندن‌اش نیامد؛ چون خود به کار نیاز مردمان‌اش نیامده بود. امام خمینی هم که برای آخرین رهبر شوروی نامه نوشت، نوشته بود: «برای همه روشن است که از این پس کمونیسم را باید در موزه‌های تاریخ سیاسی جهان جستجو کرد، چرا که مارکسیسم جوابگوی هیچ نیازی از نیازهای واقعی انسان نیست.»
.
(2)
مارکوس ولف، رئیس ضداطلاعات آلمان شرقی (سابق) در کتاب خاطراتش نوشته که به طور ناشناس بین مردم رفت و آمد می‌کرده. در صفحه 181 کتاب خاطراتش آمده: یک روز که از کنار صفی در بیرون فروشگاهی رد می‌شدم، شنیدم که پیرزنی به لهجه برلینی غلیظ نفرین می‌کند: «می‌توانند سفینه اسپاتنیک را به فضا پرتاب کنند اما حالا در وسط تابستان یک ذره سبزی پیدا نمی‌شود.»
.
(3)
شهید سید مرتضی آوینی جایی نوشته بود: «ترس روی دیگر سکه قدرت است و آن که خود را قدرتمند می‌نماید، بیش از دیگران می ترسد»(+) و جایی در توصیف تکنولوژی نوشت: «سِحر تکنولوژی در اختیار غریزه سیراب ناشدنی قدرت ... »(+)
.
(4)
سپاه می‌گوید که ایران دومین پهپاد آمریکایی را تحت کنترل گرفته و فرود آورده. اصلا سراغ این نمی رویم که بخواهیم بدانیم در پس این همه هزینه در همه این سالها برای تسلیح و آمادگی و مانورهای ِ بسیار نظامی، به غنیمت گرفتن یک پهپاد چقدر می ارزد وقتی که تیرماه همین امسال اعلام شد یک گروه از دانشجویان در تگزاس در یک شرط‌بندی 1000 دلاری به راحتی موفق شدند پهپاد آمریکایی را بربایند(+)، اما حجم وسیع ذوق‌زدگی برای شکار این پهپاد، ناگزیر از طرح یک سئوال می کند: آیا در دام غرّه شدن‌‌ها به تکنولوژی نیفتاده‌ایم؟ از همان غرّه شدن‌هایی که نیاز انسانها را از یاد می‌برد و به کار غریزه قدرتِ تنها می‌آید؟ از همان غرّه شدن‌هایی که در جنگ با عراق می گوییم که «نداشتیم» و هر چه بود اسم‌اش «ایمان» بود، ایمانی که یک وجب از خاک ایران را نبخشید و نباخت، و واقعا نبخشید و نباخت وقتی همه دنیا هم بر ما بود ...
.
.
کامنتها در پلاس(+)

.
.