۱۳۹۱ خرداد ۱, دوشنبه

دنیای مجازی، مجازی نیست


اشاره – این یادداشت به قرار مرسوم حلقه وبلاگی گفتگو(+) نوشته شده.
.
نخست - به فضای وب، «دنیای مجازی» می گویند و اگر برای برخی، این «مجازی» یعنی «غیرواقعی»، یعنی در مقابل «واقعیت»، یعنی هم ارز «خیالِ» صرف، حتما اشتباه می کنند؛ همان طور که اگر ناشنوایی، دنیای کسانی را که می شنوند، مجازی و خیالی و دروغین بداند؛ و کوری و لالی دنیای کسانی را که می بینند و حرف می زنند. «اینترنت» ابزار ارتباط است؛ عین گوش و چشم و زبان؛ عین «چاپ»، عین «رادیو»، عین «ماهواره». همان طور که می شود با زبان دروغ گفت یا راست، با گوش آوای خوش شنید یا ناخوش، با چشم سیاه دید یا سپید یا خاکستری، با «اینترنت»، در آن چه «فضای مجازی» خوانده می شود هم، می شود راست و دروغ و خوش و ناخوش و سیاه و سپید و خاکستری گفت و نوشت و شنید و دید. اینترنت اما ارتباط با دوردست ترین گیرنده ها را تا حد یک کیلک آسان کرده؛ و این معجزه این ابزار است.
.
دوم – در کشور ما که رسانه ها یک سره زیر کنترل هستند، از صدا و سیما و سینما و تریبون و منابری که فقط مایملک طبقه خاصی اند، تا بازار چاپ کتاب و راه جوازخانه انتشار روزنامه و مجله که همواره سنگلاخی و خارآلود بوده، تنها مجالی که برای رساندن «پیام» در گستره ای وسیع تر از چارچوب تاکسی ها و محافل شب نشینی خودمانی باقی مانده، پیامی که جنس دیگری دارد؛ مخالف است و منتقد، «اینترنت» و «ماهواره»اند، و البته چنان اینترنتی که همواره لنگری آماده و پای کار دارد تا آن را نیز از پیام داران و پیام خواهان بگیرد و ماهواره ای که برایش تدارک پارازیت دیده اند. استفاده از اینترنت با رد شدن از حصار فیلترینگ اگر چه چندان آسان نیست ولی برای انتقال پیام سهل الوصول تر از ماهواره است. اینجاست که جمعی بزرگ حول ابزار اینترنت گردهم می آیند که منتقدند، مخالف اند، و مهم تر از این که به راحتی می توانند نسبت به پیام هایی که در اینترنت دریافت می کنند، بازخورد صادر کنند. اینجا اشتراک ها خود را نشان می دهد و حلقه ها شکل می گیرند و این خوشایند دستگاه معظم کنترل رسانه ها نیست. از همین روست که سایت هایی که خود «تولید محتوا نمی کنند» و فقط ابزار تشکیل این حلقه ها هستند، مثل فیس بوک و توییتر و بلاگر و ورد پرس و گوگل پلاس، بی برو برگرد فیلتر و از دسترس خارج می شوند.
.
سوم -  مرکز آمار ایران، ضریب نفوذ اینترنت را در کشور کمتر از 15 درصد اعلام کرده (۱۱ میلیون نفر از کل حدود 75 میلیون نفر جمعیت کشور). تنها 5 درصد روستاییان ایران به اینترنت دسترسی دارند (در مقابل 27 درصد شهرنشینان)(+). همین تعداد نیز دسترسی آسانی به اینترنت ندارند. این کمی ضریب نقوذ و دشواری های استفاده از اینترنت است که شاید عده ای را دچار این شبهه می کند که اساسا دنیای مجازی را دنیایی غیر قابل اتکا برای برآورد میانگین عقاید مردمان بدانند. احتمالا بر همین مبنا هم بود که دستگاه معظم کنترل رسانه ها تا پیش از وقایع سال 88، به دنیای مجازی اعتنایی جدیی نداشت و انگار سه سالی است همه همت خود را به کار بسته تا بی اعتنایی های پیشین خود را جبران کند!
.
چهارم – انسان از انزوا، خواسته و ناخواسته، گریزان است؛ در دنیای مجازی خیلی ها می فهمند که تنها نیستند و لازم نیست در هراس از انزوا، سکوت کنند. این خوشایند هیچ دستگاه معظم کنترل رسانه ها در هیچ کجا نیست. دنیای مجازی، دنیایی واقعی است (نمی نویسم «حقیقی»، که مشتق از «حق» است و آن چه «واقع» شده، لزوما حق نیست)، دنیای برنامه برای تغییر، دنیای یافتن حلقه ها و دوست ها و منتقدها و مخالف ها. دنیایی که می شود در آن راست و دروغ و خوش و ناخوش و سیاه و سپید و خاکستری گفت و نوشت و شنید و دید. دنیای تازه ای است؛ واقعی است، صحیح و خطا دارد. 
*
.
در همین باره از حلقه وبلاگی گفتگو:
آرمان امیری: پل های گمشده میان فضای مجازی و حقیقی (+)
مهدی جامی: ما به شیوه غیرواقعی، به واقعیت نگاه می کنیم(+)
مسعود برجیان: دنیای مجازی، بخشی از دنیای واقعی  است(+)
آرش بهمنی: فضای واقعی، فضای مجازی(+)
.
.