۱۳۹۱ اردیبهشت ۲۶, سه‌شنبه

شعله هایی در آن سوی مرز


بی.بی.سی گزارش کرده که روزنامه های محلی کشورهای حوزه خلیج فارس از درخواست عربستان سعودی برای برقراری پیوندی نزدیکتر با بحرین خبر داده اند(+). وزیر اطلاع رسانی بحرین اما با قاطعیت بیشتری، از حضور دو یا سه کشور در این اتحاد خبر داده و گفته بود: «در این پیوند سیاسی هر کشور حق حاکمیت خود را خواهد داشت اما در تصمیم گیری ها درباره روابط خارجی، امنیتی، نظامی و اقتصادی با هم متحد خواهند بود.»
.
وبسایت «دیپلماسی ایرانی» هم نوشته(+): «کشور های عرب حوزه خلیج فارس با توجه به نگرانی هایی که در مورد ایران و جنبش های اعتراض آمیز منطقه ای دارند در صدد اقدام برای اتحاد سیاسی هستند ... وزیر امور خارجه عربستان، در آستانه برگزاری اجلاس آمریکا و متحدان عربی در ریاض بر اهمیت اتحاد سیاسی اشاره کرده. این موضوعی است که برای نخستین بار در دسامبر (آذر) گذشته از سوی شاه عبدالله مطرح شده بود. در حالی که تنش بر سر مالکیت جزایر تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی بار دیگر بین ایران و امارات متحده عربی بالا گرفته، مساله اتحاد اعراب نیز با جدیت بیشتری مطرح می شود. یک دیپلمات غربی بر این باور است که تلاش برای متحد کردن بیش از پیش اعراب از نگرانی عربستان در خصوص اینکه جمعیت معترض شیعه در بحرین، حکومت سنی در ریاض را نیز به چالش بکشند، ناشی می شود. ایران و عربستان سال گذشته بر سر موضوع بحرین با یکدیگر درگیر شده و هر یک از طرف ها دیگری را به دخالت در امور کشور های منطقه متهم کرد. سعود الفیصل در اظهارات اخیر خود تاکید کرده که همکاری و هماهنگی کنونی بین کشور های عضو شورای همکاری خلیج فارس برای مقابله با چالش های پیش رو کافی نیست و به اقدام کشور های عربی در یک چارچوب فدرال نیاز دارد.» این وبسایت خبری-تحلیلی همچنین نوشته که «برخی مقامات در کشور های عربی از جمله عربستان به طور روشن اعلام کرده اند که این اتحادی در مقابل ایران و شیعیان است.»
.
به روشنی تقابل سیاسی ایران ِ شیعی از یک سو، و کشورهای سنی مذهب منطقه به رهبری عربستان سعودی از دیگر سو، با سرعت بیشتری رو به افزایش گذاشته. واکنش در ایران به خبر اتحاد سیاسی بحرین و عربستان که از آن به «الحاق بحرین به عربستان» یاد شده، خصمانه بوده. 190 نماینده مجلس در این باره بیانیه ای نوشتند(+) و ضمن تهدید «عربستان ِ اشغالگر» به انتقال «بحران بحرین به عربستان»، از حمایت «همه جانبه» از «مردم شجاع بحرین و از استقلال و تمامیت ارضی این کشور» خبر دادند. متن بیانیه به خودی خود از سطح کم سابقه تنش بین دو کشور مهم اسلامی منطقه خبر می دهد؛ تنشی که طی کمتر از یک سال و نیم گذشته با آغاز اعتراض های مردمی در کشورهای عربی، حمایت ایران از دولت سوریه و معترضان بحرینی، حمایت عربستان از دولت بحرین و معترضان سوری، طرح ادعای برنامه ریزی ایران برای ترور سفیر عربستان در آمریکا و سفر احمدی نژاد به جزیره ابوموسی با سرعتی نگران کننده در حال رشد است. تیتر اول شماره امروز صبح (سه شنبه) روزنامه کیهان هم احتمالا تنها به بیشتر شدن تنش منجر خواهد شد(+). یادآوری تعلق تاریخی بحرین به ایران (که در تیتر امروز روزنامه کیهان تکرار شده)، در بهمن ماه سال 87 توسط ناطق نوری طی یک سخنرانی در جمعی محدود در مشهد، منجر به اعتراض شدید حکومت بحرین و سپس اعزام وزیر خارجه وقت ایران به منامه، جهت تلطیف فضا شده بود. کمتر از دو ماه بعد از این سخنرانی و در آستانه انتخابات ریاست جمهوری، احمدی نژاد در تخطئه اقدام ناطق نوری در جمع هواداران خود، وی را به درست کردن هزينه براي نظام متهم ‏کرده و با اشاره به ملاقاتش با ناطق گفته بود: «يکي از آقايان گفت: چرا ماجراي هولوکاست را مطرح کرديد که ‏دشمن حساس شود و بهانه به دست آنها داديد؟ شما ببينيد وقتي آدم هاي داخلي اين حرف ها را بزنند ديگر از غريبه ‏چه انتظاري داريد؟ بنده در آن جلسه به وي گفتم براي مثال شما در مورد بحرين صحبت کرديد و اين همه هزينه ‏براي نظام درست کرديد که اوضاع بدتر شد».(+)
حسین شریعتمداری (در کیهان) البته پیشتر در سرمقاله 18 تیرماه 86 خود مانور مشابهی داده، از تعلق قدیمی بحرین به ایران به عنوان ابزاری جهت سیاست ورزی منطقه ای استفاده کرده و نوشته بود: «بحرین بخشی از خاک ایران بوده که در جریان زدوبند غیرقانونی میان شاه معدوم و دولتهای آمریکا و انگلیس از ایران جدا شده است و امروزه اصلی ترین خواسته مردم بحرین بازگشت این استان جدا شده از ایران به سرزمین اصلی و مادری آن، یعنی ایران اسلامی است و بدیهی است که این حق مسلم ایران و مردم استان جدا شده آن نباید و نمی تواند نادیده گرفته شود.»(+)
.
اگر بپذیریم که تعامل نمایندگان مجلس و رسانه های کشور با دنیای خارج از جمهوری اسلامی هدایت شده است، با مشاهده این موضع گیری ها علیه تصمیم دولت بحرین و عربستان، که در این میان سود بردن مردم معترض بحرین از این موضع گیری ها جای تردید جدی دارد، باید همزمان بپذیریم که تنش زایی با همسایگان و کشورهای منطقه اینک «مباح» و چه بسا «ضروری» دانسته شده (وضعیتی که بعد از سخنرانی ناطق در بهمن 87 وجود نداشت و منجر به اقدام جمهوری اسلامی برای حفظ سطح روابط و رفع سوتفاهم با بحرین شد)؛ در این بین البته پر بیراه نخواهد بود اگر به دنبال موارد «مصرف داخلی» این تنش ها هم باشیم؛ کنترل عوارض اقتصادی علیل، وجود مردمانی هر روز فقیرتر و عصبانی تر از دیروز و تعارض های رو به تزاید در رأس هرم قدرت، شاید به شعله هایی در بیرون از مرزها نیاز مبرم دارد.
.
.
.