۱۳۹۰ مهر ۱۲, سه‌شنبه

پروفسور کردوانی در پارک ملّت


عکس: پروفسور پرویز کردوانی
دیشب خیلی خوش شانس بودم که در تور شبکه گردی، درست حوالی یازده و نیم، گذرم افتاد به "پارک ملّت" شبکه یک که داشت بشارت می داد یکی از چهره های ماندگار مهمانش خواهد بود و چند لحظه بعد پروفسور پرویز کَردوانی(+) وارد استودیو شد و پرانرژی و بی تعارف رفت نشست روی صندلی مهمان برنامه، روبروی پنج - شش نفر مصاحبه کننده ... تا یک ساعت و نیم بعدش، جرأت عوض کردن کانال نداشتم! خیلی خوب حرف زد. اقیانوس انرژی و شوخی های با مزه بود. شاید اوج کارش این بود که شماره موبالش را وسط برنامه اعلام کرد تا به سئوالات مردم جواب دهد و وقتی مجری (محمدرضا شهیدی فر) دستپاچه شده بود، گفت: "تا حالا که کسی فحش نداده. فقط اسمس ندید که نمی خونم"! ... همین دیروز از سختی تصور زیبایی در طبیعت بدون درخت و جنگل نوشته بودم(+)، پروفسور کردوانی آن قدر عاشقانه از "کویر" حرف زد، که در ایمان دیروزم به جدّ تردید کردم. آدرس نقاط دیدنی کویر را می داد، انگار که آدرس سوپری محل را می دهد؛ آن قدر نزدیک و راحت. بعد می گفت: "رفتید بگید منو کردوانی فرستاده"! فیلم های کوتاهی از زندگی استاد هم پخش شد؛ پیرمرد 80 ساله آن قدر راحت پله ها و تپه ها را بالا می رفت که حیرت زده می شدی. می گفت اگر خانه باشد هر روز از ساعت یک ربع مانده به دوازده تا یک زیر آفتاب دراز می کشد، فقط صورتش را می پوشاند که دچار آب مروارید چشم نشود. می گفت چند فقط پیش که دستش شکسته بود، دکتر معالج از تراکم مغز استخوانش خیال کرده بوده که سرطان دارد! می گفت که ساعت سه و نیم صبح بیدار می شود، نماز می خواند، ورزش می کند و صبحانه می خورد. می گفت تا قبل از این که همسرش را تهدید به طلاق نکرده بود، صبحانه اش را هم خودش تدارک می دیده! همسرش رمان نویس است. می گفت: ما تصادفا همدیگه رو تو راهرو می بینیم و حرف می زنیم از بس سرمان شلوغ است! تاکید بسیار غلیظی می کرد که دانشجو فقط باید درس بخواند، معنی ندارد ناراحت شود که تلویزیون برنامه خوب ندارد. درباره دریاچه ارومیه گفت، درباره اهمیت و جذابیت گردشگری شبانه در کویر، درباره فرزندانش، درباره رانندگی اش ... درباره دانشگاه ها صریح گفت: "سطح دانشگاه ها بی خودی وسیع شده، باید برای کیفیت کاری کرد". خودش چهل و پنج سال قبل شاگرد اول دانشگاه های آلمان بوده ... کاش این برنامه را دیده باشید، یا گیر بیاورید و ببینید، یا تلویزیون با اعلام قبلی، تکرارش کند. چنین ذخیره هایی، خیلی گمنام مانده اند
.
*
می دانید دلم به چی سوخت؟ به این که مصاحبه ای چنین را در زمانی پخش کردند که معمولا جاهای دیگر دنیا برنامه های 16+ و 18+ را پخش می کنند
.
.
.