۱۳۹۰ تیر ۵, یکشنبه

آیا اصولگرایان "حق" مدارند؟


حسین شریعتمداری در کیهان امروز نوشته: "این روزها در پی افشای چهره واقعی جریان انحرافی که قبل از همه، اعتراض اصولگرایان و توده های عظیم مردم را در پی داشته و دارد، برخی از عوامل بیرونی و داخلی فتنه 88 دقیقا مانند اسلاف فکری و کاخ سبزنشین خود در "شام"، زبان به ملامت مردم مومن و چهره های اصولگرا گشوده و حمایت آنان از دولت احمدی نژاد را با این استدلال کودکانه زیر سؤال می برند که چرا علی رغم حضور این جریان انحرافی در کنار رییس جمهور، از آقای احمدی نژاد حمایت کرده بودید؟! ... اکنون روی سخن با جماعت اندک و فرو پاشیده فتنه گران 88 است و باید خطاب به آنان گفت؛ آیا شما که مانند یهود بنی قریظه و بنی نضیر، چشم و گوش بسته و دست از تفکر و تعقل شسته از گروه و حزبی که به آن وابسته اید اطاعت می کنید و با وجود روشنی و بدیهی بودن حقایق، به خاطر وابستگی جبهه ای و حزبی دست از باطل نمی کشید و عنان خود را به دست دشمنان تابلودار اسلام و انقلاب و مردم کشورتان سپرده اید، مصداق واقعی "تعصب جاهلی" و "ارتجاع کور" نیستید؟ و آیا توده های عظیم مردم اصولگرا که به پیروی از امیرمومنان(ع)، مواضع و عملکرد اشخاص را با معیار "حق" می سنجند و نه حق را با اشخاص؟! و هر جا انحرافی ببینند به مقابله برمی خیزند شایسته تقدیر نمی باشند؟!"
.
*
بر خلاف ادعای حسین شریعتمداری، اصولگرایان در مواجهه با جریان انحرافی "حق" مدار نبوده اند؛ "مصلحت" مدار بوده اند؛ خود را مامور به "تکلیف" ندانستند، مامور به "نتیجه" دانستند؛ و "نتیجه"، راه ندادن دوباره اصلاح طلبان به رأس قوه مجریه بود. اگر از ادعای چندی پیش احمد توکلی بگذریم که گفته بود به رغم حرام دانستن رای دوباره به احمدی نژاد، به او رای داده و به دوستان خود نیز چنین توصیه کرده بود، اگر از ادعای حجت الاسلام ذوالنور هم بگذریم که گفته: "صفارهرندی در یكی از مصوباتی كه دولت می‌خواست جاهایی را ادغام كند، به احمدی‌نژاد گفته بود كه مقام معظم رهبری با این موضوع مخالف هستند ولی احمدی‌نژاد گفته بود كه این حكم است و باید انجام شود"، و این به خودی خود نشان می دهد جریان موسوم به اصولگرایی حتی در چهار ساله اول ریاست جمهوری احمدی نژاد هم کدهای مهمی علیه ارتباط مرید و مرادی احمدی نژاد و رهبری در دست داشته، یا حتی به راحتی و خوشی سپری کردن ماجرای آن نامه سرد و بی سابقه احمدی نژاد را به رهبری در ماجرای استعفا (و نه برکناری) مشایی از معاونت اول، در کمتر از سه ماه بعد از انتخابات هم، ندید بگیریم، همین که شاخ به شاخ شدن اصولگرایان با "جریان انحرافی" در سال منتهی به انتخابات شروع شده، انتخاباتی که چیزی بیش از یک مسابقه فامیلی بین اصولگرایان، در غیاب اصلاح طلبان، نخواهد بود، و رییس جمهوری بعدی هم هر کسی هست، احمدی نژاد نیست، هر منصفی را اگر که به "حق" مدار نبودن این منازعه معترف نسازد، به تردید جدی در درستی این ادعا وا می دارد.
.
حقی که حسین شریعتمداری خود و شرکای سیاسی خود را مفتخر به تبعیت از آن می داند، آن اندازه در برابر تاریخ خلع سلاح و سند است که پیش از آن که بتواند قرائن قرابت خود را به کوفه، پایتخت خلافت علی علیه السلام، علنی و اثبات کند، رقبا و مخالفان را یک سره به دمشق ِ معاویه نسبت می دهد. تاریخ اما همیشه در یاد خود مردی را سراغ دارد که فرق حجّت خدا را به اسم خود ِ خدا شکافت؛ در نماز صبح مسجد کوفه. و آن دیگری که برای خواباندن فتنه علیه خلیفه مسلمین، سر از تن سرور جوانان بهشت جدا کرد؛ در صحرای کربلا.
.
.
.