۱۳۹۰ خرداد ۹, دوشنبه

خدمات متقابل ِ "رو به پایان" اصولگرایان و احمدی نژاد



منازعه قدرت عریان تر از هر زمانی دیگریست؛ آن اندازه که حتی دیگر تلاشی برای پنهان کردن اش  به عمل نمی آید. اما چرا چنین شد در حالی که وانمود می شد آفت دوگانگی در حاکمیت رخت بر بسته؟ پاسخ این سئوال شاید در پاسخ به سئوالی درباره تاریخ انقضای خدمات متقابل جریان موسوم به اصولگرایی و احمدی نژاد نهفته باشد.
**
در حالی که جریان اصولگرایی پشتیبانی و تدارک ِ "تداوم" – و نه لزوما "شروع" پیش بینی شده ی – ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد را با استفاده از حمایت های معنوی بی مثال و منابع مالی گسترده انجام می داد، احمدی نژاد قبول کرد تا سومین شکست پیاپی این جریان را در انتخابات ریاست جمهوری با قبول عنوان تاویل پذیر "اصولگرا" از یادها ببرد در حالی که اصولگرایان یا از علی لاریجانی حمایت کرده بودند یا از قالیباف. او حق داشت این مساله را فراموش نکند.
.
حمایت های معنوی از احمدی نژاد در حالی تداوم داشت که گزارش های رسمی تخلفات گسترده دولت وی از مصوبات مجلس نیز، از جمله گزارش های دیوان محاسبات، نتوانسته بود خللی در آن ایجاد کند، آن چنان که آمار رسمی از سقوط شاخص های رشد اقتصادی و رشد افسار گسیخته نقدینگی و معوقات بانکی هم بی اثر بود؛ گو آن که تجربه نکردن دوباره تلخی حضور اصلاح طلبان در راس قوه مجریه به سلامت بنیان های اقتصادی و سیاسی کشور می ارزید! احمدی نژاد به "اظهارات" خوشایند ادامه می داد و در کنار آن، توجهی هم به گله و شکایت اصولگرایان از بی توجهی وی به عدم استفاده از همه ظرفیت های جریان اصولگرایی نمی کرد و ابایی نداشت که جایگاه احزاب را هم زیر سئوال ببرد؛ به آن طعنه که تشکل های سیاسی ِ مدعی، وزنی در تحولات سیاسی و اجتماعی ندارند که سهم بخواهند.
.
جریان اصولگرایی در انتخابات ریاست جمهوری دو سال قبل هم کاندیدا نداشت و حرام دفاع از کاندیداتوری احمدی نژاد را بر خود حلال کرد تا بر طبل پیروزی دوباره خود بکوبد، تا میرحسین ِ منتقد به دنبال خود راه اصلاح طلبان را به قوه مجریه هموار نکند. این بار هم احمدی نژاد از گشاده دستی معنوی و مادی اصولگرایان  در حمایت از خود بی بهره نبود. در بهترین حالت می دید که تخلفاتش نادیده گرفته می شود اگر که کمکی به او در به سرانجام رساندن تخلفاتش نمی شد. دو سال بعد  از انتخابات، رو کردن کمک بلاموضوع هشتاد هزار تومانی احمدی نژاد به نُه میلیون شهروند در آستانه انتخابات، نوشداروی بعد مرگ سهراب است که البته نشان می دهد اصولگرایان حد تحمل شان چگونه اندازه گیری می شود.
.
حالا مرحله جدیدی از تنازع بقا شده. شواهد نشان می دهد اصلاح طلبان نخواهند توانست از فیلتر شورای نگهبان برای هر نوع انتخابات بعدی عبور کنند. این یعنی همه کاندیداها باید الزاما اصولگرا باشند. حالا دیگر نیازی به اصولگرایان نافرمانی چون جریان احمدی نژاد نیست. احمدی نژاد این مساله را از قبل از انتخابات دو سال قبل می دانست. حالا هم می داند، و  می داند که نمی خواهد برود. او می خواهد ثابت کند بدون این که احتیاجی به اصولگرایان داشته باشد، مورد نیاز جدی اصولگرایان است. اصولگرایان از این بازی اصلا راضی نیستند و لابد خیلی خوشحالند که تدوین کنندگان قانون اساسی دوره ریاست جمهوری  هر کاندیدا را به دو دوره چهار ساله متوالی محدود کردند!
.
حتی اگر بپذیریم که احمدی نژاد تغییر کرده و اطرافیان نزدیک او "منحرف" شده اند، آن چه همزمان حتما تغییر کرده سطح احساس نیازمندی جریان اصولگرایی به احمدی نژاد است. اوضاع غیرقابل دفاع اقتصادی کشور و همزمانی آن با تحولات وسیع و غیرقابل پیش بینی منطقه که نیازهای اقتصادی و سیاسی توده های مردم در آن متبلور شده، نظام را ناچار به بازبینی در چیدمان الزامات شرایط داخلی کرده. احمدی نژاد این روزها به شدت تحت فشار است تا دست خود را به تمامی رو و همه انرژی خود را در فاصله مطلوبی از انتخابات مجلس تخلیه کند؛ تا اصولگرایان امکان بازیابی توان خود را در برابر این انرژی ناشناخته تدارک ببینند. او این را نیز دریافته؛ آن چنان که یک وبسایت فیلتر نشده (آینده نیوز) از سناریوی جریان انحرافی برای غافلگیر كردن نظام در آستانه انتخابات مجلس نوشته.
.
.

کاریکاتور: کامبیز درمبخش
.
.
.