۱۳۹۰ اردیبهشت ۷, چهارشنبه

دل احمدی نژاد به چه چیزی گرم است؟

 
" ... نظر آقاى رئيس جمهور به نظر بنده نزديكتر است"؛ این جمله رهبری در اولین نماز جمعه بعد از انتخابات ریاست جمهوری دو سال قبل، تبدیل به معروف ترین جمله این نماز جمعه تاریخی شد(+). کم نیستند کسانی که معتقدند با این جمله، اعتراض به پیروزی احمدی نژاد در انتخابات، به سمت اعتراض به بالاترها تغییر مسیر داد. (این تحلیل(+) هم از موضعی دیگر).
.
احمدی نژاد در مناظره با میرحسین نشان داده بود برای "پیروزی" می تواند به راحتی همه گذشته نظام و بزرگان آن را زیر سئوال ببرد، و مواخذه هم نشود، و ده درصد هم به آرای خود اضافه کند! مشایی بعدتر گفته بود که: "از بیست و چهار ميليون راي احمدي‌نژاد، بیست ميليون منتقد به نظام هستند كه در اين انتقاد خود حتي از آن سیزده ميليون هم جدي‌تر هستند چرا كه آن سیزده ميليون فقط دولت احمدي‌نژاد را زير سوال بردند ولي اين بیست ميليون به كل روند سال‌هاي گذشته پيش از احمدي‌نژاد "نه " گفتند و در حقيقت احمدي‌‌نژاد در اين ميان فقط چهار ميليون راي ايجابي دارد"(+)
.
کمتر از دو سال بعد از آن جمله تاریخی، اصولگرایان با حیرت می بینند که رییس جمهوری که مستظهر به چنین پشتیبانی معنوی کم نظیری بود، که این پشتیبانی حتی به بی خاصیت شدن تشرهای مجلس در روند نظارت بر عملکرد دولت هم منجر شد، چگونه در ماجرای استعفا و ابقای یکی از وزرای کابینه، رفتاری بی نظیر را به نمایش گذاشته. تیم احمدی نژاد اما به لحاظ انتخاب زمان این زورآزمایی دچار اشتباه مهلکی شده؛ به زیان خود و به زیان کشور در این اوضاع بلوا زده منطقه. هنوز مانده تا انتخابات و از حالا زود بود این زور آزمایی ناگوار برای هر دو سوی این میدان. وبلاگ نویس های بسیجی در وبلاگ هایشان از آرزوی مرگ برای خودشان می نویسند و یادمان می آورند که با کسی عقد اخوت نبسته اند؛ یعنی که راه پشیمانی را صاف می کنند. عین خورشید روشن است که خون دل می خورند ... اما این ها هیچ ایرادی ندارد؛ تنش های سیاسی سهم ناگزیر دنیای سیاسی است. حتی وقتی از پشیمانی حرف بزنند هم جای خرده گرفتن نیست؛ "اصولگرایی" از قضا "اگر" به معنای واقعی باشد، و در "اصول"؛ نظر رهبری حتی فراتر از چارچوب های مصرّح قانونی حجیت داشته باشد، باید هم چنین باشد. اگر "کسی" از اصول تخطی کرد، طرد می شود؛ به همین راحتی. اما در این بین توجه کمتری می شود به این که در این زورآزمایی احمدی نژاد به چه پشتگرم است وقتی همه نهادهای موثر زیر دستور رهبری اند؟ 
.
احمدی نژاد وقتی با اصرار رهبری از معاونت اولی مشایی محروم شد، با جایگزین کردن کسی که سابقه مالی به شدت مساله داری داشت، و بعد بسته شدن راه برخورد با او، خواسته بود هزینه اقدام های چنینی رهبری را بالا ببرد ولی رهبری در ماجرای "مصلحی" به درستی کوتاه نیامد و این اتفاقی بود که جریان "مشایی نژاد" – آن چنان که برخی بلاگرهای بسیجی نامیده اند – پیش بینی نکرده بود.
.
حالا یک بار دیگر برگردید به استراتژی "دیپلماسی عمومی" احمدی نژاد که با همین دکترین بسیاری از خارق العادگی هایش را در طرز صحبت کردن و رفتار در انظار  عمومی، توجیه کرده. این که روی سخن با "مردم"  و "عوام"  باشد که بُرد در آن است. برگردید به این که مشایی گفته بود: " از بیست و چهار ميليون راي احمدي‌نژاد، بیست ميليون منتقد به نظام هستند ...". برگردید به این که اظهاراتش در شب مناظره با میرحسین رای او را از مرز پنجاه درصد عبور داد و انتخابات یک مرحله ای شد (من فقط به قرائت های رسمی اشاره می کنم و با بحث "تقلب" کاری ندارم). برگردید به این که او بیشترین ارتباط رو در رو و مستقیم را با مردم داشته و دارد ... مطمئنید در یکی از این رو در رویی ها و ارتباط های مستقیم، بازی شب مناظره با میرحسین را به زیان مخالفان امروز و سینه چاکان دیروزش تکرار نکند؟ "مردم" چه می کنند؟ مردمی که در دو خرداد 76 و سه تیر 84 یک پیام ثابت داشتند؛ از کاندیدای منسوب به نظام، و منسوب  به گذشته نظام فراری اند؛ و احمدی نژاد به خوبی این درس را می داند؛ شوربختانه.
*
مدام این بیت در انتهای نامه دو سال قبل رفسنجانی را مرور کنیم: "سر چشمه شاید گرفتن به بیل / چو پر شد نشاید گرفتن به پیل". به یاد بیاورند که هم رفسنجانی و هم خاتمی از روزهایی گفته بودند که "جریان" روزی رو در روی رهبری هم حتی خواهد ایستاد ... در صفحات سنگینی از تاریخ نفس می کشیم؛ با چشمانی نگران و قلبی پر تپش.
*
در بسته ی خانه، سهم  میرحسین از کنار گذاشتن بیست سال عافیت و فریاد بر به هم ریختگی کشور بود ... و این تلخ است
.
.
لینک مرتبط:
ویترین خیلی مهم بود
.
.