۱۳۹۰ فروردین ۲۵, پنجشنبه

سعید تاجیک معلول است


 یک - مصاحبه خوب "نوشابه امیری" را با "سعید تاجیک"، حتما بخوانید(+). سعید تاجیک ظاهرا مسوول بسیج در پالایشگاه تهران است؛ یا یک سمتی دارد مشابه همین در پالایشگاه تهران. انتشار فیلم فحاشی وی علیه رفسنجانی و دختر وی (فائزه) بازتاب بسیار زیادی داشت. 
.
دو - من با کسانی که معتقدند اگر فیلم این فحاشی هم مثل جریان خیلی از فحاشی های بی پروای یک جریان خاص علیه منتقدان و مخالفان منتشر نمی شد و عموم مردم به آن دسترسی پیدا نمی کردند، موضع گیری های رسمی ِ سیاسی و قضایی علیه اقدام "سعید تاجیک" هم صورت نمی گرفت، موافقم. فرزند مهدی کروبی بعد از انتشار همین فیلم بود که گفت سعید تاجیک در برابر کسانی که در مقابل محل سکونت پدرش شعار می دادند، استاد اخلاق است!
.
سه - درباره این که چرا توصیه های چندین باره رهبری در رعایت تقوا و انصاف در برخورد با مخالفان، که از جمله بارها در دو سال اخیر هم در سخنرانی های عمومی تکرار شده، مورد توجه این جریان قرار نمی گیرد هم باید  سخن گفت. به گمان من "هدف" انگاری ِ "حفظ نظام، اوجب واجبات است"، به جای "وسیله" انگاشتن آن، راه دور زدن توصیه های صریح خود رهبری را بر بخشی از این جریان بسیار هموار می کند.
.
چهار -  ... اما در این مصاحبه، آن چه به نظر من خیلی بارز و قابل توجه است، یک نوع احساس ناامنی شدید است که "سعید تاجیک" گرفتار آن است تا آن حد که حرف های همسر رفسنجانی در صبح روز انتخابات او را به فکر  برده و نگران کرده! ... اگر آن چه گفته صادقانه است، که به نظر می رسد چنین باشد، رفتار "سعید تاجیک" معلول همان حس ناامنی است. این حس، که شاید شبیه حس یک غریق باشد، او را تا پای پناه بردن به هر وسیله ای پیش می برد. این ناامنی اصلا به این مربوط نمی شود که بارها در حین مصاحبه به استراق سمع مکالمات خود اشاره می کند، و از قضا دارد اطمینان می دهد که از استراق سمع کنندگان – که لاجرم نیروهای امنیتی هستند - هراسی ندارد. طوری هم از فرمانده کل سپاه اسم می برد که انگار نه انگار سلسله مراتب سازمانی در سپاه و بسیج وجود دارد!  هراس او به مساله "پایداری نظام" مربوط می شود، به طور واضح: "ثبات نظام". 
.
پنج - او ایمان ندارد، نظامی که در دفاع از او تا مرز جمع کردن تکه پاره تن دوستان خود در جبهه هم پیش رفته، آن قدر ثبات دارد که از ناآرامی های خیابانی در اعتراض به نتیجه انتخابات جان سالم به در ببرد. در نتیجه منتظر دستور نمی ماند و کوتاهی دستگاه ها را خود و دوستانش با "لت و پار کردن" معترضان جبران می کند. می گوید: "مگه وقتی (بچه حزب اللهی ها) ریختن تو اغتشاشات همه رو لت و پار کردن و قلع و قمع کردن به فرمان کسی بود؟". این نحوه بیان بیشتر از آن که نشان دهنده بی رحمی باشد، نمایانگر سطح "هراس" است، نمایانگر سطح "بی اعتمادی" است به دستگاه های مسوول در کنترل بحران.
.
شش- او به راحتی در این مصاحبه به علی مطهری که خواستار مجازات او به دلیل توهین شده، توهین زشتی می کند. اما وقتی جایی از مصاحبه، اسم "سگ و گربه" را می آورد،  می گوید: ببخشین! ... "آفتاب به کافر می تابه به دیندار می تابه، به گندم و ببخشین به سگ و گربه ام می تابه ..." این موید شناخت او از مبانی ادب است ولی این ادب را برای کسانی که به اعتقاد او با نظام درافتاده اند جایز نمی داند. اگر او مطمئن بود "نظام" بیدی نیست که با هر بادی بلرزد، به فرزند شهید مطهری می گفت: "نجس العین"؟ صرفا به این دلیل که خواستار برخورد با توهین کنندگان شده؟ 
.
هفت – حضور دائمی "دشمن" در ادبیات سیاسی اگر این حُسن بزرگ را دارد که مردم را متحد نگه می دارد، این زیان بزرگ را هم دارد که باورمندان به این ادبیات را در سایه یک ترس بنیان کن بزرگ می کند و همین باورمندان آستانه تحمل شان فوق العاده پایین می آید ... گفته اند نباید گربه را گوشه اتاق گیر انداخت، پنجه بر صورت و چشم می کوبد
.
هشت – بهترین کمک به فضای سیاسی فعلی کشور برای تلطیف، کاستن از بار سنگین و البته دوسویه "نفرت" است. باید  هراس "سعید تاجیک"ها را درک کرد.
*

عکس: سعید تاجیک / آرشیو خبرگزاری فارس