۱۳۸۹ آذر ۱, دوشنبه

از میرحسین برای ماه دانشجو


نامفهوم
پیام میرحسین در آستانه "ماه دانشجو" – راستی چرا "ماه" دانشجو؟ -  یک پاراگراف دارد که من درست متوجه اش نمی شوم: " ... هزینه ناکارآمدی های دولتمردان را مردم کوچه و بازار نباید پرداخت کنند، و نباید بر زخم های عمیق نابسامانی هایشان نمک پاشید. برعکس، چنانچه این همراه کوچک بارها درخواست کرده ام، باید با دستگیری از کسانی که این روزها بر اثر انبوه مشکلات به زمین می خورند کمک شود تا، به دور از روش هایی که کرامت انسانی آنان را از میان ببرد، به زندگی آبرومندانه شان ادامه دهند. چهره زندگی برای بسیاری از مردم زشت شده است، آن را زشت تر نکنیم، بلکه در حد توانمان، در زیبا کردن آن بکوشیم".
یعنی جنبش سبز چطور می تواند چهره زندگی را برای مردم زشت تر نکند؟
.
نیشدار
یک جایی از این پیام هم نیش تیزی دارد؛ " ... آیا برای آنهایی که به راحتی کارناوال راه می اندازند و برای مأموران دولتی کلاه گیس و آرایش ها و لباس های جنس مخالف فراهم می کنند، دشوار است که این بار هم تحت عنوان فتنه سبز یا سرخ یا هر عنوان دیگری، آشوب های ساختگی بر پا کنند و آن را وسیله ای برای فریب افکار عمومی و انحراف نهادهای نظارتی و تسویه حساب های جدید سیاسی قرار دهند؟" ... که ظاهرا اشاره ای است به مانور اخیر پلیس که مردانی با لباس زنانه مثلا داشتند اغتشاش می کردند و پلیس با اقتدار به آن ها مسلط می شد!
.
بصیرت سبز
میرحسین بصیرت را در "بازگشت به سوی مردم" می داند هر چند نشانه های آن را نمی بیند: "متاسفانه تجربه کهریزک و کوی دانشگاه و زیر گرفتن بی پناهان با اتومبیل پلیس و از پل پائین انداختن و سر زندانیان را به چاه توالت فروکردن و خروش مردم را در راهپیمائیهای ۲۵ و۲۸ و۳۰ خرداد و دیگر روزها ندیدن و دل بستن به تجمعهای مهندسی شده و فرمایشی، جلوی روی ماست و نشانی از بصیرت برای بازگشت به سوی مردم دیده نمی شود".  در ادبیات سیاسی یک ساله اخیر، "بصیرت" و "فتنه" نقشی مهم بر دوش کشیده اند. این دو را جریان مقابل به لطف قدرت رسانه ای مسلط خود ابداع و ترویج کرده و به تمامی، مفاهیم دلخواه خود را در قالب این دو ریخته. این نقیصه با باز تعریف های سبز از "بصیرت" و "فتنه"، به خصوص با شاهد و مثال آوردن از تاریخ ایران و اسلام، به راحتی جبران می شود.
.
جمله طلایی
جمله طلایی پیام اینجاست: "... «آگاهی چشم اسفندیار خودکامگان است». گسترش آگاهی به دایره کسانی که به فضای مجازی دسترسی ندارند، تماس های چهره به چهره، بالابردن توانمندی ها در تحلیل آنچه پیرامون ما در جریان است، با مطالعه و بحث و گفتگو در جمع های کوچک حقیقی یا مجازی و با توسعه شبکه های اجتماعی که از آسیب فضای امنیتی موجود در امان باشند، آشنایی با تاریخ اسلام و ایران و به ویژه حوادث جنبش های مردم این سرزمین از مشروطه تا کنون، می توانند بخشی از تلاش های ما و نه همه آن باشد".
.
اصرار
میرحسین باز هم  خود را "همراه جنبش سبز" می داند؛ به رغم همه عیب و ایرادهایی که بر او می گیرند که چرا اعلام رهبری جنبش نمی کند.
.
برگ برنده سبز
میرحسین می نویسد: " یادمان باشد که برای ما، هدف وسیله را توجیه نمی کند". این تنها سرمایه ای است که "فقط" جنبش سبز می تواند داشته باشد. می نویسم "فقط"، چون در آن سو، هیچ چیز به اندازه هدف، وسیله ها را توجیه نکرده. اگر از این سلاح، خلع شوند، خود به خود "سبز" شده اند