۱۳۸۹ مرداد ۴, دوشنبه

رویاها و آرزوها

آن سخنرانی واپسین و درخشان مارتین لوتر کینگ، رهبر جنبش ضد نژاد پرستی سیاه پوستان آمریکا، را تاریخ از یاد نخواهد برد. همانی که گفت: "من رویایی دارم ... رویای من اینست که روزی این کشور به‌پا می‌خیزد و به معنای واقعی اعتقادات خود جان می‌بخشد؛ ما این حقیقت را که همه انسان‌ها برابر خلق شده‌اند آشکار و بدیهی می‌دانیم ... رویای من اینست که سرانجام روزی دره‌ها بالا خواهند آمد و تپه‌ها و کوه‌ها پایین خواهند رفت، ناهمواری‌ها هموار خواهند شد و ناراستی‌ها راست؛ جلال خداوند آشکار خواهد شد و همه ابنای بشر با هم به تماشای آن خواهند نشست". او را چندی بعد از این سخنرانی ترور کردند ... وقتی باراک اوبامای سیاه پوست، یک سال و نیم قبل داشت سوگند ریاست جمهوری ادا می کرد، خیلی از سیاهان، و حتی خیلی هایی که سفیدِ سفید بودند، با چشمانی اشک بار رویای مارتین لوتر کینگ را به یاد می آوردند ... آرزوی مارتین لوتر کینگ که به تمامی برآورده شود، کسی جز "نژاد پرست" ها غصه دار نخواهند شد
*
احمدی نژاد گفته است: "آرزو می کنم فروش بنزین به ایران را تحریم کنند". استدلال این است که مدتی نه چندان طولانی بعد از تحریم فروش بنزین به ایران، ایران خودش همه بنزین خودش را تولید می کند. این به آن می ماند که کسی برای آن که خودش را وادار به دویدن کند، به خودش "سیخ" بزند، خودش را داغ کند، به این می ماند که کسی برای فرار از مرگ، زهرمار بخورد و بعد بدود دنبال پادزهر ... آرزوی آقای دکتر که برآورده شود، یعنی فروش بنزین به ایران تحریم شود، بعد به قول رییس دولت در طول "یک هفته" و به قول وزارت نفت در طول "دو سال" ایران در تولید بنزین خودکفا شود، کسی جز "مردم" هزینه هایش را پرداخت نکرده است و تازه معلوم نیست این هم، به سرنوشت همه پیش بینی ها و قول های سوخته قبلی دچار بشود یا نشود
*
هر کسی رویا و آرزویی دارد؛ دنیای آدمش را با همان مِتر کنید