۱۳۸۹ مرداد ۶, چهارشنبه

"بی خیال بابا" استعماری ترین شعار است


دو بچه کافی است، شعاری استعماری است ... این را احمدی نژاد گفته ... شنیده اید سال های سال قبل گلادستون سیاستمدار انگلیسی قرآن را به مجلس عوام برد و گفت: "تا این کتاب الهی باشد، سیادت و برتری انگلیستان در ممالک اسلامی محال است". می دانید چرا؟ فکر می کنید گلادستون نگران موالید مسلمانان بود؟ نگران "دو بچه کافیست" بود؟ غصه بیکاری سازمان ثبت احوال را داشت؟ معطل مانده بود با پول یامفت نفت چطوری "گداپروری" کند؟ یا نگران آیه های مکرر در مکرری بود که در آن ها خدا همه را، و مسلمانان را به خصوص، به "فکر" کردن دعوت می کند و به دروغ نگفتن، ستم ستیزی و حق جویی، به "مطالعه" در خلقت "شتر" حتی. خدا کدام قوم را به خاطر داشتن بچه های کم و خانواده های کم جمعیت عذاب داده و نابود کرده؟ کدام قوم را نجات نداد وقتی "حق" را خواستند و ستودند؟ خدا "بی خیال بابا" را مذمت کرده یا "عقل معاش" را؟

*
از دیروز پرداخت یک میلیون تومان به کودکان متولد سال 89 در کشور شروع شده. چند وقت قبل هم دولت ترکیه به هر کودک متولد این کشور یک ایمیل اختصاص داد و ترتیبی داد تا این آدرس در تمام مدارک تازه متولدان درج شود؛ این یعنی برای دولت جمهوری اسلامی ایران توزیع پول مهم است و برای جمهوری سکولار ترکیه گستراندن شبکه های "ارتباط" با شهروندانش؛ در جدیدترین و سریع ترین شکل اش ... حکایت سعدی را یاد دارید: "در قاع بسيط مسافري گم شده بود و قوت و قوتش به آخر آمده و درمي چند بر ميان داشت. بسياري بگرديد و ره به جايي نبرد، پس به سختي هلاک شد. طايفه‌اي برسيدند و درم‌ها ديدند پيش رويش نهاده و بر خاک نبشته: گر همه زر جعفرى دارد / مرد بى‌توشه برنگيرد گام / در بيابان فقير سوخته را / شلغم پخته به كه نقره خام" ... سعدی سال های سال قبل "شاعرانه" به نکته ای مهم پی برده بود؛ این که برای مسافر گمشده، برای فقیر سوخته در بیابان، زرِ خالی جای قوت و قوّت را نمی گیرد