۱۳۸۹ تیر ۱۲, شنبه

اوبامایی که برنامه ها دارد


یک سال و نیم پس از آغاز ریاست جمهوری باراک اوبامای دمکرات، به نظر می رسد وی در مقابله با "جمهوری اسلامی ایران" بیشتر از آن که پیشتر تصور می شد، برنامه زمان بندی شده ای دارد. یک سال اول را به امید "مذاکره سازنده" لبخند زد و دست اش را برای دوستی پیش آورد؛ حتی وقتی خیابان های تهران بعد از انتخابات صحنه "سرکوب" بی محابایی بود، اخم او علیه "جمهوری اسلامی" آن قدر بی حال بود که زبان بسیاری را در خود آمریکا به شکوه و شکایت باز کرد.
یک سال موعود، شش ماه پیش تمام شد در حالی که "جمهوری اسلامی ایران" دست اش را برای دوستی به دست "چدنی" آمریکا نسپرد؛ آن چنان که رهبری نظام تعبیر کرد. حالا به نظر می رسد اوباما در رأس نظام سیاسی آمریکا، در مواجهه با "جمهوری اسلامی ایران" همتی مضاعف به خرج داده؛ نه به راحتی ولی به هر صورت توانست صدور قطعنامه چهارم را علیه ایران در شورای امنیت سازمان ملل رهبری کند و وقتی از یکپارچگی عالی ترین نهاد تصمیم گیر بین المللی علیه "جمهوری اسلامی ایران" مطمئن شد، رییس دوست ترین کشور ایران در جمع دارندگان حق وتو (مدودف) را به آمریکا کشاند و سپس با رسانه ای کردن بازداشت ده جاسوس روسی که "ده" سال زیر نظر بودند به روسیه، و همه کسانی که مثل روسیه عمل کرده یا خواهند کرد، نشان داد که "ناز" کردن های قبلی را در همراهی با آمریکا علیه ایران از یاد نمی برد. همزمان مجالس قانونگذاری آمریکا سخت ترین تحریم های یک جانبه را علیه ایران تصویب کردند. استرالیا، کانادا و اتحادیه اروپا، و در رخدادی کم نظیر حتی امارات متحده عربی و پاکستان نیز همسویی خود را با آمریکا و با اعلام اعمال برخی تحریم های یک جانبه یا تاکید علنی توام با اقدام عملی در اعمال فشار بر ضد ایران نشان دادند. صنعت نفت و گاز ایران نه توانایی مالی و نه توانایی علمی به روز شدن را دارد. اکثر پروژه ها از زمانبدی اعلام شده برای افتتاح عقب اند و با تحریم های جدید، کاهش بهای نفت، مدیریت ناکارآمد مصرف انرژی و پافشاری "جمهوری اسلامی ایران" بر مواضع سیاسی، چشم انداز روشنی برای رونق اقتصادی وجود ندارد. چشم اسفندیار اقتصاد ایران عریان تر از آن است که کسی از آن خبری نداشته باشد از همین رو همه تیرها به سوی همین چشم روان است ... در برابر، واکنش ایران چه بوده؟ به عقب انداختن مذاکرات به مدت یک ماه، استعلام نظر از طرف های مذاکره درباره بمب های اتمی اسراییل، نازکشی از پاکستان برای عقد قرارداد خط لوله صلح، سپردن قراردادهای نفتی به کنسرسیومی از شرکت های داخلی و از جمله به شرکت ورشکسته "صدرا" (!) و اعلام همزمان این دو ایده که "از تحریم ها استقبال می کنیم چون باعث پیشرفت و خودکفایی می شود" و "چقدر این ها بدند که ما را تحریم می کنند"! این واکنش ها تلویحا تایید اثر فشارهاست. دلیلی ندارد وقتی به زعم دولتمردان این تحریم ها اثر ندارد، شرکت های ناتوان داخلی متولی به روز کردن جیب دخل مملکت، یعنی صنعت نفت، شوند؟
تحریم های یک جانبه آمریکا به خصوص در بخش محروم کردن طرف های تجاری ایران برای ارتباط با بانک های آمریکایی احتمالا اما "هولناک ترین" بخش این تحریم ها برای اقتصاد "جمهوری اسلامی ایران" باشد؛ چه آن که تصور یک اقتصاد امروزین بدون ارتباط با نظام مالی آمریکا و احیانا اتحادیه اروپا به همان اندازه دشوار است که خیال سپردن تجارت دریایی قرن حاضر به کشتی های بادبانی!
در کنار این همه، کوبیدن پرشدت تر بر طبل "ایران هراسی" که آن را می توان در اظهارات اخیر وزیر دفاع آمریکا درباره خطر موشکی ایران علیه اروپا و یا گزارش تازه سیا از نزدیک بودن ایران به ساخت بمب اتمی مشاهده کرد، همچنین خارج کردن کره شمالی از "محور شرارت" نشان می دهد که دولت دمکرات آمریکا همت خود را برای معطوف شدن به پرونده "جمهوری اسلامی ایران" دو چندان کرده است.
واضح است که فشار اولیه این تحریم ها بر دوش "مردم" ایران است. می خواهند معیشت مردم را تا حد انفجار مردم در تنگنا قرار دهند تا ترکش های این انفجار "جمهوری اسلامی ایران" را وادار به تسلیم کند. ایده ای که با همه تلاش مضاعف دمکرات های کاخ سفید، قرینه ای برای موفقیت در تاریخ سراغ نمی دهد.