اولین بسته
چه حس دوست داشتنیی؛ اولین بسته پستی به اسم خود "مهشاد". پستچی گفته بود "خانم مهشاد معینی یه بسته دارن" ... عمو علیرضا از زنجان فرستاده بود*
با تهیه کننده برنامه های عموپورنگ از دو سال و نیم قبل آشنام. اسفندماه اومده بودن بندر. مهشاد هم که عشق عموپورنگه؛ رفتیم هتل هرمز دیدنشون *
مهشاد و ثنا؛ دختر آقا کمال؛ رفیق روزهای دور ... زنجان
اتفاقا"دیروز تو پارک که با پسرم تاب بازی میکردم یاد مهشاد شما افتادم وفکرکردم یادم باشه از شما بپرسم مهشادتونو با اینهمه مشغله بیرون میبرید؟ظاهرا"همون وقتا شما پیش عمو پورنگ بودید.
پاسخ دادنحذفنوع نگاه شما به دنیای دخترک را دوست دارم. حالا دیگر باید بیشتر حواستان را جمع کنید، توی خانه "سرکار خانمی" هست که عمو علیرضای مهربانی دارد.
پاسخ دادنحذفخيلي موش و ناز هستش :)
پاسخ دادنحذفشهرزاد
چه حس خوبی بود این حس لذت که شما داشتید از بزرگ شدن دخترتان
پاسخ دادنحذفخدا حفظش کنه
آخي حس رسيدن يه بسته خيلي شيرينه .واسه يه بچه كه بيشتر/زنده باشه ناز گل دخترتون
پاسخ دادنحذفمن میگم این بچه هه چقد قیافه ش آشناست ها!
پاسخ دادنحذفبعد هی میگم اه عموپورنگ کجاشه پس؟!
اینجوریاس پس
مهشاد چقدر جدیه
من به این گنده گی جرات نمیکنم وقتی دیدمش لپشو بکشم بگم چططططوری کوچولو؟!