۱۳۸۸ آبان ۹, شنبه

حجاب و حکایت "شکار و شکارچی"

حالا "حجاب زن" و "ریش مرد"، نماد مسلمانی است؛ نرسیده روزی که راستی و دانشمندی نمادمان باشد! این را به این دلیل می گویم که همه حامیان حجاب غیر از دو یا سه آیه در قرآن، در سوره های نور و احزاب، استناد دیگری ندارند و دیوار آیه های بسیار در سفارش "تفکر" و "راستی" و "حق جویی" در مقابل دیوار این سه آیه کوتاه مانده اند؛ و قرآن نزدیک به هفت هزار آیه دارد ... فلسفه حجاب هر چه باشد، مثل آن چه این جاها نوشته (+) (++) (+++)، این تلقی در بین حامیان سنتی حجاب وجود دارد که زن باید دور از جامعه باشد، و گاه تا حد حذف و مثلا نمازش را هم در پستوی خانه بخواند، تا طعمه هوسبازان نشود. با این تلقی مشکل دارم و بیشتر از آن رو که گمان می کنم نقش "تربیت" در مهار "هوس" اگر نه کاملا ولی تا حد زیادی به فراموشی سپرده شده. در این تلقی از فلسفه حجاب، زن یک شکار بالذّات است که اگر صید شود مقصر خودش است؛ باید یا خانه همه دنیایش باشد یا باید هراس از شکار شدن توسط شکارچیانی را که معاف از حجاب و تربیت اند، به جان بخرد.
می خواستم با درست انگاشتن تلقی "شکار – شکارچی" از رابطه "زن - مرد" در برداشت فوق از حجاب، نظر دوستان را بدانم. شاید این انگاره درست "نباشد" در نتیجه نظر کسانی که به سئوالم پاسخ داده اند لزوما تایید کننده تلقی "شکار – شکارچی" از رابطه "زن - مرد" نیست.
پرسیده بودم: "برای کنترل شکار؛ به صیاد توصیه می کنید که صید نکند یا به صید می گویید که مراقب باشد شکار نشود؟ به صیاد می گویید که تفنگ و تیرش و قصدِ شکارش را بگذارد کنج خانه و بیرون برود یا به صید می گویید که اصلا از خانه بیرون نیاید و خودش را حبس کند؟ به صیاد می گویید که همه را طعمه خود نداند یا به طعمه های احتمالی می گویید تا حد "محو" شدن، مخفی شوند؟ ... همه این ها در حالیست که می دانید شکارچی قرار نیست از گرسنگی بمیرد".
و جواب ها؛ اول این که از همه بیست و دو نفری که جواب دادند، یک دنیا ممنونم. انصافا همگی پاسخ ها قابل توجه و گاه جالب اند! کامنت دونی پست مربوطه هم بسته شد! ... حالا بخوانید و قضاوت کنید:

غریبه ی آشنا: "در مورد نظر سنجیتون یک ابهام وجود دارد و اون هم اینکه آیا صیاد و صید هر دو از عقل برخوردار هستند یا فقط صیاد برخوردار از این نعمت خدادادی هستش .اما در هر دو صورت عقل حکم میکنه كه این انتظار رو از صیاد داشته باشیم،ولی به جایی میرسیم كه صیاد فاقد این نعمت هست و صید برخوردار از این نعمت در این صورت هست كه توقع بیجای است كه از صیاد انتظار داشته باشیم اون موقع هست كه باید صید رو تا حد ممکن مخفی کنیم ".

زهرا: "برای کنترل شکار نمیشه فقط یکطرفه اقدام کرد. من هم برای صیاد جریمه منظور میکنم و هم از اونجایی که میدونم همه صیادان به حرفم گوش نمیکنن و راههای در رو وجود داره، به صیدها توصیه میکنم و بهشون هشدار میدم که چنین هست و صیادانی در این منطقه ان که قصد شکار شما رو دارن مراقب باشید".

مهدیه: "شما در ابتدا گفته اید «برای کنترل شکار» ولی باقی مطلب نشان می دهد که هدف، تعطیل کردن شکار است. برای پاسخ به سوال، اول باید هدف معلوم باشد، چون اگر هدف فقط کنترل شکار باشد، نمی توان از صیاد خواست صید نکند. اما اگر هدف تعطیل کردن شکار باشد، به نظر من راهش این است که هم صید و هم صیاد از ممنوعیت آن باخبر باشند، هر کس برای هر کاری آزاد باشد، ولی صید کردن جریمه یا مجازات داشته باشد، که لازمه اش سیستم نظارتی قوی است".

سپهر: "همانطور که نوشتید کنترل شکار نه توقف شکار ؛ برای شکارچی حد تعداد شکار تعیین میکنیم".
عمو فیروز: "خوب نمی توان به شکارچی گفت اصلا شکار نکند. میگویم همه را طعمه نبیند. البته محض احتیاط به صید ها هم خیلی آرام میگویم که امکان صید شدن بالا رفته. تا نه صید راوحشت زده کنم و از زندگی بیندازمش! و نه کاری کرده باشم که صیاد بد بخت نیز صیدی پیدا نکند. ولی از آنجا که کلا مخالف شکار هستم با صیاد شب نشینی راه می اندازم و حین خنده به او میگویم مرد حسابی از گشنگی که نمیمیری شکار نکن. شاید گوش داد!چشمهایی که فکر می کنند: "هيچ وقت صيد نبودن و يا هيچ وقت صياد نبودن به معناي مطلق آن اتفاق نمي افتد، پس واقع بينانه آن است كه در وقت صيد بودن تمام تلاش را براي صيد نشدن و در وقت صياد بودن تمام تلاشمان براي صيد كردن بكار ببريم! آرمانگرايي راهي جز اين باقي نمي گذارد ..."

نقطه: "1- باید برای صیاد راه ارتزاق جدیدی جست و جو کرد که دیگر شرط «صیاد قرار نیست از گرسنگی بمیرد» مترادف با «حتما صیدی باید قربانی شود» نباشد. 2- در صورتی که صیاد همچنان به شکار اصرار ورزید باید تلاش کرد که مجبور به کنار گذاشتن تفنگ شود 3- در تمام مراحل باید محافظه کاری را رعایت کرد! (خوب من کلا محافظه کارم). تا رسیدن به شرایط نهایی (توقف کامل صید) دلیلی وجود ندارد از پنهان شدن و یا رعایت موارد ایمنی از طرف صید ابایی داشته باشیم".

ناشناس: "من از شکارچی می خواهم که حد خودش را بداند ولی نمی توانم به شکار احتمالی بگویم خودش را محو کند"

سین دخت: "به شکارچی می گوییم دندان طمع را بکشد و کمی ملاحظه کند. صید هم باید راهی پیدا کند که کمتر صید شود ... کلا خیلی همه چی قاطی پاطیه"

محمد: "هم صیاد باید رعایت کند، هم صید!"

نساج: "مسئله خيلي راحته... صيد ها هر چند وقت يكبار يكي از بين خودشون رو بفرستند سراغ شكارچي و ديگه اينهمه خونريزي و كشمكش بوجود نمياد... ولي از شوخي گذشته يه راه هم اينه كه شكار ها با هم حمله كنند پدر شكارچي رو در بيارن يا حداقل تفنگش رو بندازن تو رودخونه".

ناشناس: "به نظرم مي شه به صيد خوراك فرهنگي داد تا ياد بگيره مي شه بدون صيد هم از گرسنگي نمرد ... صيد و صياد به خوبي و خوشي در كنار هم به زندگي ادامه خواهند داد"

ناشناس: "تا شکار که باشد و شکارچی که، ولی من ترجیحاً جلوی صیاد رو میگرفتم"

محسن معینی: "بستگی داره کدومشون قابل کنترل تر و دردست تر یا به اصطلاح خودمون راحت تر باشد. ولی یه حقیقتی که وجود داره اینه که همیشه راحت ترین روش بهترین روش نیست".

زودیاک: "من خودم همیشه مواظبم که صید نشوم. ولی اگر قرار باشد که جلوی خون را بگیرم به صیاد میگم که شکر زیادی نخوره!"

فسانه (کامنت ها در سه بخش ارسال شده): "* اول به صیاد میگوییم اگر شکار کنی پدرت را در می آوریم و چند برابر چیزی که شکار کرده از او جریمه میگیریم، بعد به صید میگوییم برای در امان ماندن از مکان های امن تعبیه شده استفاده کند، سپس بدون رخ دادن هر گونه پدیده ی متشبه به شکار، صیدی را که حاضر و آماده و دربند است تمام و کمال نوش جان میکنیم و آخر سر اگر شکارچی خیره سری همچنان قصد شکار داشته باشد، به دلیل عدم وجود صید، ناکام مانده پدیده ی شکار خود بخود منتفی میشود ... ** ضمنا یادم رفت بگویم که بله، شکارچی قرار نیست از گرسنگی بمیرد، خودمان شکارچی را هم یا میخوریم، یا معدومش میکنیم ... *** الان که دارم نظرات رو دوباره میخونم چیزی به ذهنم اومد. تو مملکت ما، مثلا تو خیابون، اگر آقایون رو صیاد در نظر بگیریم و خانوما رو صید، مدام دارن به صید اخطار میدن و براش حد و قانون و مجازات میذارن که خودشو مخفی کنه، بپوشونه، نشون نده و خلاصه دست از پا خطا نکنه و از خط کشی ها رد نشه. اصلا بهتره بره یه جایی مخفی شه و ابدا آفتابی نشه. صیاد هم با اون چشاش داره ول میچرخه. شاید بهترین کار این باشه که چشمای صیاد رو ببندیم".

دست خیال: "نظرسنجی جالبیه ولی من تکلیفم رو با یه جمله شما نمیدونم. اینو برام روشن کن تا بتونم جواب بدم: "همه این ها در حالیست که می دانید شکارچی قرار نیست از گرسنگی بمیرد" این جمله یعنی صدور مجوز شکار برای صیاد و این یعنی وجود یک پیش فرض در سئوال و متناقض با روح سئوال. یعنی در نهایت میرسیم به بحث معروف اول تخم مرغ بوده یا مرغ؟ وقتی می گیم قرار نیست صیاد از گرسنگی بمیرد یعنی به او اجازه داده ایم شکار کند حالا اگر ابزارش را ندهیم یا به شکار بگوییم مخفی شو یعنی صیاد از گرسنگی بمیرد و این با پیش فرضمان مغایر است.حالا چه کنیم برادر؟"

سمیه: "قاعدتا نمی شه به شکار گفت نباش. اما به شکارچی باید گفت صید نکن. اما باید برای جلوگیری از گرسنگی قانون گذاشت و بیش از حد شکار کردن رو جریمه برایش گذاشت".

خبرها... : "اصلا شما چه اصراری دارید که ما را وارد این بازی بکنید. به گمانم شما قصد جان ما را کرده اید.یک نگاهی به آمار محیط زیست بکنید تا بدانید چند جنگلبان و محیطبان به دست شکارچیان مسلح شکار شده اند. آن هم به خاطر دخالت در این چرخه طبیعی. گویا فراموش کرده اید که ما خودمان یک پا شکاریم. من شخصا به شکارها توصیه می کنم بروند یک جنبش ضد شکارچی راه بیندازند که حداقل دیگران بفهمند اینها دارند شکار می شوند. ای خدا من چه مرگم شده که وقتی حرف زندگی و مرگ جانداران هم پیش میاید بازهم سر از طنز درمی آورم. و اما: راستش رابخواهید از بچگی از داوری و حکم کردن می ترسیدم و هنوز هم"

ناشناس: "ما به صياد مي‌گفتيم رژيم قضايي‌اش (ببخشي منظورم رژيم غذايي بود) را عوض كند، گياهخوار شود مثلاً. بعد هم به صيد مي‌گفتيم يك كاري كند كه صياد تحريك نشود به شكار كردنش، آهسته بره آهسته بياد".

مهدی: "طبيعت شکارچي شکار کردنه اما به اين معنا نيست که لزوما طبيعت صيد هم صيد شدن باشه."

زکی پدیا: "بستگی به میزان شعور صید و صیاد دارد. اگر صیاد باهوش تر از صید باشد باید به صیاد برای جلوگیری از شکار فشار آورد (مثل انسان و آهو) اگر صید باهوش تر باشد باید به صید آموزش لازم جهت شکار نشدن را داد(مثل شیر و انسان)"

شادی: "برای صیاد قصه بهرام رو می گم"

ناشناس: "طبیعت صید، صید شدن و طبیعت صیاد، شکار صید هست".

صادق: "به صیاد می گوئیم که شکار نکند و به (صید) می گوئیم که... شکارچی ها دو دسته اند: یا به خاطر امرار معاش شکار می کنند و یا به جهت تفریح. برای جلوگیری از شکار قبل از تعیین مجازات برای شکار(چی) و یا نگهبان برای منطقه ی شکار، باید برای شکارچیان را به نوعی راضی کرد (با شغل های جایگزین)"