۱۳۸۶ اسفند ۲۹, چهارشنبه

مصدق به مثابه یک نماینده شجاع


مصدق در چند ماه نخست نمایندگی اش در مجلس زیاد سخنرانی می کرد. مباحث مختلفی از فساد ارتش گرفته تا نیاز به صنایع جدید در ایران، موضوع صحبت های او بود، اما مباحث اصلی اش همواره دمکراسی و خود اتکایی بود. در یکی از سخنرانی هایش گفت: اگر رفاه و خوشبختی یک کشور از طریق تلاش ملت های دیگر عملی می شد هرملتی بیگانه ها را به سرزمینش دعوت می کرد. اگر انقیاد مثمر ثمر بود هیچ کشور تحت انقیادی از طریق جنگ های خونین و شکست های سخت برای رها سازی خود تلاش نمی کرد.
در نه آبان 1304 مجلس یکی از سرنوشت سازترین پیشنهادهایی را که در آن مطرح شده بود دریافت کرد. این پیشنهاد از جانب حامیان رضا بود که تقاضای برچیدن سلسله قاجار و انتخاب رضا به عنوان پادشاه را می کردند. مصدق دچار وحشت شده بود. زمانی که نوبت اظهار نظرش در مورد این پشنهاد رسید سایر نمایندگان ساکت شدند ... مصدق با خشم به گرایش های استبدادی رضا شاه اشاره کرد و پیش بینی کرد که نشاندن او بر تخت سلطت، کشور را به دیکتاتوری مطلق برخواهد گرداند. او گفت: ... اگر سرم را قطع کنند و بدنم را تکه تکه کنند هرگز با چنین پیشنهادی موافقت نمی کنم...
مجلس، مانند سایر سایر نهادهای ایران، به زودی مبدل به آلت دستی برای رضا شاه شد. او احزاب مخالف را ممنوع ساخت و رهبران آن ها را تبعید کرد. زمانی که رضا شاه علیه مخالفانش قیام کرد هیچ کس تردیدی نداشت که مصدق در میان قربانیان او خواهند بود. با نزدیک شدن انتخابات سال 1307 رضا شاه دستور داد آرا به گونه ای شمارش شود که هیچ یک از مخالفان او نتواند وارد محلس شود و مصدق یکی از آن ها بود ...





از: همه آدم های شاه / استیون کینزر / ترجمه منیژه شیخ جوادی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر