۱۳۸۶ فروردین ۳۰, پنجشنبه

اخراجی ها: اول خودت



معتقدم که "اخراجی ها"ی مسعود ده نمکی به چهار دلیل با اقبال عمومی مواجه شد:
موعد مناسب زمان پخش - تعطیلات اول سال
جنجال آفرینی و رفتار غیرمتعارف ده نمکی به واسطه بی اعتنایی هیات داوران جشنواره فیلم فجر به آن - البته غیر متعارف به عنوان فیلمساز !
ادبیات لات منشانه قهرمانانش که در فیلم های بهداشتی شده بعد از انقلاب مقهور بوده
رویکرد مثبت فیلم به تساهل و تسامح در مواجهه با دگرباشی (ملایمت و مدارا در برابر دیگرگونه بودن دیگری). چنین رویکردی همواره به استحاله شدن تعبیر شده


این فیلم به حق بیشتر باید از بعد سیاسی و نه هنری مورد توجه قرار گیرد. کسانی که ده نمکی را می شناسند با "اخراجی ها" با این سئوال مواجه شدند که ده نمکی به عنوان یک فعال سیاسی با رویکرد موسوم به "فاشیستی" آیا تغییر رویه داده؟ به منظر من پاسخ این سئوال مثبت است و آن را باید مغتنم شمرد. این فیلم در بخش های زیادی از خود نشان می دهد که ده نمکی تغییر عقیده داده و حالا به "چیزی رسیده" که قبلا یا قبول نداشت و یا حواسش به آن نبود. مهمترین "چیز" البته این نیست که "عشق مجازی زمینی می تواند به عشق متعالی به شهادت منجر می شود" (که تکرای است) . صحه گذاشتن بر مدارا و تساهل و تسامح که همواره مورد نفرین ده نمکی و ده نمکی ها بوده از نکات حائز اهمیت است. با این حال به نظر من مهمترین "چیز" آن جا خودش را نشان می دهد که فرمانده می گوید (نقل به مضمون): "من اگر خودم درست بودم میتونستم اونا رو هم اصلاح کنم. حالا که اونا فرقی نکردن ایراد از من بوده نه اونا". زیبا ترین سکانس هم همین جا شکل می گیرد: وقتی فرمانده خودش را با بشین پاشو تنبیه می کند و به دنبال او روحانی فیلم هم می آید کنار او بشین پاشو می کند و بعد همه ... شاید به این معنی که همه نیاز به اصلاح خود دارند قبل از اصلاح دیگران. ده نمکی که سالها مشغول نشان دادن راه درست بوده حالا دارد می گوید: اول خودت بعد دیگری. سایر ارزش های مورد اشاره در این فیلم از قبیل افتادن روی نارنجک برای نجات جان دیگران، حضور سرهنگ ارتش در جبهه به عنوان نیروی داوطلب ناشناس و لوطی منشی در عمل به وعده ترک سیگار همگی نخ نما شده است.
اما رفتار ده نمکی پس از حضور در جشنواره هم قابل توجه است:
او همچنان هیجانی است ... او باید از هیجان زدگی خود که سال ها دچار آن بوده فاصله بگیرد. در هیجان زدگی به راحتی همه چیز سیاه و سفید می شودو این یعنی افزایش احتمال باطل شدن حق و حق شدن باطل و خودبرتربینی مهلک.
همچنین ده نمکی بارها با توجه به اقبال عمومی نسبت به "اخراجی ها" آن را نشانه برتر بودن کار خود عنوان کرده. حال ستوال این است که آیا دمکراسی صرفا برای سینما خوب است؟ چه کسی از پرونده قطور ده نمکی در کارشنکی در کار نوزاد دمکراسی در دو خرداد ده سال قبل بی خبر است؟ آیا "اوس کریم" او را به واسطه بی صداقتی اش در دوران هشت ساله خاتمی و رها کردن وجدان رسوا می کند؟ ... این اخراجی ها تایید تساهل و تسامح بود، آیا اخراجی های دو صحه بر وجدان و دمکراسی خواهد بود؟

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر