۱۳۹۲ آذر ۳۰, شنبه

نامه هشتادم

سلام روحِ فصل‌هایِ عمرم
.
این پاییز ِ هم عزیز و هم غریب هم دارد می‌رود پیش همه پاییزهایی که آمدند و رفتند؛ پاییزهای خوب و پاییزهای ناخوش؛ همه رقم، همه رقم ... تاریکی با تاریکی فرق دارد به خدا. چون و چرا هم ندارد؛ یعنی نباید توضیح داد. بستگی به آدم‌اش دارد. همین است که می‌شود توی یلدا هم خوش نبود؛ از این که تاریکی دارد می‌رود، مجال سکوت و نجواهای بیشتر دارد می‌رود، ستاره‌ها کمتر با آسمان خواهند بود؛ گیرم سهم آسمان از آفتاب فزون‌تر خواهد شد ...
...
حیف که توی نامه نمی‌شود رد آه کشید ...
.
یلدا مبارک