ه‍.ش. ۱۳۹۲ مرداد ۲, چهارشنبه

از کتاب تا کتاب

سه هفته پیش، بعد از دو سال، جرأت کردم و دست بردم توی ردیف کتابهای کتابخانه و «جنگ آخر زمان» ماریو بارگاس یوسا را بیرون کشیدم؛ رمانی با بیش از 900 صفحه. رمانی با حجمی مشابه را 14 سال قبل خوانده بودم: «شوهر آهو خانم» را؛ خواندن‌اش دو ماه طول کشیده بود! بعد از آن جرأت اولیه، با همه خستگی، کتاب را که دست می‌گیرم، نمی‌توانم به راحتی زمین‌اش بگذارم. یکی دو روز دیگر هم خواندن‌اش تمام می‌شود؛ خیلی خوشم آمده. قبل‌تر «سالهای سگی» را از یوسا خوانده بودم و خوشم آمده بود. یوسا سه سال قبل، نوبل ادبیات را از آن خود کرده بود. ... «جنگ آخر زمان» که رو به تمام است، چند روز قبل، این بار دست بردم توی ردیف کتابها و جلد اول کتاب «مثل ثریا گریه خواهم کرد» را برای خواندن برداشتم؛ کتابی درباره زندگی ثریا (همسر دوم محمدرضا شاه پهلوی). این کتاب را در دو جلد، خسرو معتضد نوشته. گمان نمی‌کردم خواندن یک کتاب تاریخی، آن هم مربوط به تاریخ معاصر، این همه برایم ملال‌انگیز باشد. کتابی به شدت غیرمنسجم؛ گو نویسنده یک پاراگراف نوشته، بعد رفته سر یخچال آمده، اصلا یادش رفته عنوان فصل چه بوده، چیز نامربوط یا تکراری دیگری نوشته، بعد رفته شام خورده، و باز آمده بدون مرور نوشته‌های قبل، تولید محتوا کرده! یک مورد گاف عظمی هم در صفحه  22 مکشوف شد (اینجا درباره‌اش نوشته‌ام (+) و در پی‌نوشت همین پست)، و دیگر نتوانستم خواندن کتاب را ادامه بدهم که معلوم نیست چند گاف کشف نشده دیگر داشته باشد! حالا هم فکر می‌کنم این سمّی را که خسرو معتضد در پیکر کتابخوانی و تاریخ دوستی ما ریخته، چگونه خنثی کنم! ضمن تقدیر بسیار فراوان از یوسا؛ اهل پرو!
.
پ.ن:

گاف عجیب
--
در حالی که فوزیه (همسر نخست محمدرضا شاه پهلوی) یازده تیر ماه سال جاری (92) درگذشت، خسرو معتضد در صفحه 22 از جلد نخست کتاب «مثل ثریا گریه خواهم کرد»، نوشته: «فوزیه همسر مصری اول شاه، از جانشین خود خوش فرجام‌تر بود زیرا نه تنها فرزندی، البته دختر، برای شاه زایید بلکه از شوهر بعد خود اسماعیل شیرین بیگ صاحب دو فرزند دختر و پسر شد ... فوزیه تا سال 2002 برابر 1381 هـ.ش به زندگی خود ادامه داد. اخیرا در نیمه سال 2002 برابر 1381 درگذشت.»
این کتاب دو جلدی تابستان 86 برای بار اول توسط انتشارات البرز منتشر شد و زمستان 89 به چاپ دوم رسید!