۱۳۹۲ تیر ۳, دوشنبه

نیمه مسدود راه


هشت سال پیش در روزی چون امروز، سوم تیر،  اکثریت رأی‌دهندگان احمدی‌نژاد را به رفسنجانی ترجیح دادند. این نیمه راه مردم‌سالاری بود. نیمه دیگر راه مسدود بود، یا لااقل دشوار، یا دستکاری شده، یا بدتر از همه: «بی‌اثر»؛ نیمه‌ی «نقد و نظارت». در این نیمه بود که مثلا حسین شریعتمداری، شد منتقد خوب دولت!(+) به سال نرسیده بود که اقتصاد خوانده‌ها از عواقب سو و غیرقابل پیش‌بینی رویکرد اقتصادی دولت گفتند و نوشتند. بی‌اعتنایی به مسلمات ابتدایی تدبیر امور مملکت (اقتصاد و سیاست خارجی به خصوص)، اسم‌اش شد "جرأت"! گوش شنوای نقد، حکم کیمیا یافته بود. پردرآمدترین دولت تاریخ ایران، چوب حراج به تولید و صنعت زد. بانک‌ها چند برابر دارایی، ناگزیر از توزیع پول و وام شدند و حالا مانده‌اند با کوهی از مطالبات غیرقابل وصول. دولت آن قدر جرأت (شاید هم: "وقاحت") یافت تا خود را پاک‌ترین و قانون‌مند‌ترینِ تاریخ بنامد. خیلی‌ها هجوم برده بودند آن دم خروس‌های خارج از شمار را گم و دور کنند از چشم مردم. آرامش قلابی تزریق کردند در رگ و پی مردم تا ناگهان، خواسته و ناخواسته، پرده‌ها یک به یک فروافتاد و مردمانی ماندند با سفره‌هایی حقیرتر، دلهایی تنگ‌تر ...