۱۳۹۰ اسفند ۹, سه‌شنبه

مارپیچ سکوت


همه هلاک ِ انرژی هسته  ای اند، همه آماده کوبیدن مشت به دهان استکبار و مالیدن پوزه نامبرده به خاک اند، همه در انتخابات و راهپیمایی شرکت می کنند، همه می دانند مشکلات اقتصادی خللی در اراده همه مردم وارد نمی کند، همه می دانند ایادی داخلی و خارجی دشمن هیچ غلطی نمی توانند بکنند، همه معتقدند که بیداری اسلامی از انقلاب اسلامی ایران شروع شد ... «همه یک جور و یک شکل حرف می زنند، فکر می کنند، پیام می دهند»: این روش نخ نما شده صدا و سیما و روزنامه و سایت های خبری است در گزارش گیری و مصاحبه های «مردمی»! این روش ولی ریشه دارد، این که چنین وانمود کنی خیلی ها عین هم هستند تا ماهی خودت را صید کنی: این را نظریه «مارپیچ سکوت» در ارتباطات می گوید: «نظريه مارپيچ سكوت تاثير متقابل بين ارتباط جمعى و ارتباط فردى را در رسانه هاى گروهى مورد مطالعه قرار مى دهد. اليزابت نئومن، جامعه شناس آلمانى، كه طراح اين مدل است معتقد است: اكثر افراد كوشش مى كنند از داشتن يك نگرش و باور به صورت منزوى و تنها اجتناب كنند. بنابراين فرد به محيط اطرافش چنان نگاه مى كند كه بياموزد كدام نظريه حكمفرما و شايع است و كدام نظر كمتر مسلط و رو به زوال است. اگر فردى معتقد باشد كه نظرات شخصى او يك رده عقب تر قرار دارد كمترين رغبت را براى بيان آن خواهد داشت»(+).
بر این اساس می توان فهمید که چرا دروغ، مباح و آسان و شایع می شود، چرا باید این همه، یعنی خیلی خیلی زیاد، سایت خبری و وبلاگ فیلتر شده باشند، چرا باید اینترنت چنین هراس انگیز باشد، چرا باید سلامت مردم را با پارازیت روی امواج ماهواره ها فروخت تا مردم حرف دیگری نشنوند، چرا باید از بی.بی.سی ترسید، چرا باید مدام کاری کرد که همه یک جور حرف بزنند، و حرف های دیگر فقط نجوا باشد و جرم: برای این که حس در اقلیت بودن ِ مخالف و منتقد زورچپان شود؛ برای این که معلوم شان شده، حس در اکثریت بودن شان بی بنیاد تر از آن بود که خیال کرده بودند
.
.
.