۱۳۹۰ شهریور ۲۰, یکشنبه

برای سایه نشینان اهرام ثلاثه


آن طور که در خبرها آمده، مصری ها هنوز از کشته شدن پنج سربازشان توسط اسراییلی ها، که چند هفته پیش اتفاق افتاد، خشمگین اند و به همین دلیل هم به سفارت اسراییل حمله کرده اند. این البته ظاهر قضیه است. سال هاست ملت های جهان سوم، به ویژه در خاورمیانه، آب توی دلشان تکان نمی خورد از آمار و ارقام کشته ها که حالا مثلا "پنج" سرباز مرزی برای مصری ها بهانه "غیرت" شود. یک چیزی توی دل مردم مصر است که حالا این طوری خودش را می ریزد در قالب خشم و شکستن و آتش زدن و از دیوار بالا رفتن. یک چیزی فراتر از مرگ پنج سرباز. مصری ها با آن ادعا در پیشتازی تمدن و طلایه داری در جهان عرب، هنوز بر پیشانی داغ ننگ شکست در جنگ با اسراییل را دارند (+). مصری ها بعد از ساقط کردن مبارک، این پادشاه سی ساله، حالا سنگ بر شیشه کاخ های او می زنند و خراش بر صورت افتخارات او می کشند؛ که یکی "دوستی اسراییل" باشد. مصری ها، مثل خیلی انقلاب کرده ها، می خواهند حقارت را با حقارت پاک کنند، درد را با درد، زخم را با زخم.
.
دقیقا معلوم نیست برای مصری ها چقدر مهم است که جمعی از ما اینجا، در ایران، شادی می کنیم بابت به هم ریختن سفارت اسراییل یا عده ای ماتمان برده که چطور انقلاب شان دارد اینجا اصولگراهایی را شاد می کند که از مردمان خودشان حق حتی "آب بازی" را دریغ می کنند ولی باید امیدوار باشیم که برای مصری ها مهم باشد که آدرس اشتباهی نگیرند، فرع و اصل را قاطی هم نکنند، که روزی برایشان نرسد که آرزوی داشتن "مبارک" بکنند.
.
.
.