۱۳۹۰ اردیبهشت ۳۱, شنبه

زیر پوست ِ اضطرار "توکلی"ها


احمد توکلی، نماینده تهران در مجلس، با این ادعا که "اصلی ترین افراد دور احمدی نژاد یا منحرفند یا متهم به فساد مالی یا هر دو"، گفته که: "... در انتخابات سال ۸۸ من به هیچ وجه از ایشان (احمدی نژاد) دفاع نکردم و به بزرگان کشور نیز اعلام کردم که حمایت از ایشان را بر خودم حرام می دانم. در عین حال اعلام کردم که اضطرارا به ایشان رای می دهم؛ علت این رای اضطراری را آن زمان اعلام نکردم اما الان برای اولین بار در شکل رسانه ای می گویم. آن روزها به مسئولان ستادهای سابقم در استانها و دوستانم که هنوز رابطه ای با هم داریم، گفتم که آقای موسوی دارای پایگاه اجتماعی‌ای است که ولو نخواهد، قدرت ایجاد تحریک اجتماعی در برابر رهبری را دارد و احمدی نژاد دارای پایگاه اجتماعی است که ولو بخواهد، قدرت تحریک اجتماعی در برابر رهبری را ندارد. به همین دلیل گفتم که چون رهبری را رکن رکین کشور می دانم و هم از نظر اعتقادی و هم از نظر سیاسی اعتقاد دارم که باید از ایشان تبعیت کنیم و ایشان با قدرت جامعه را هدایت کنند، چون مقابله با رهبری را سم مهلکی برای جامعه می دانم، اضطرارا به کسی که حتی اگر بخواهد نمی تواند کاری کند رای می دهم و به کسی که می تواند این تحرک را ایجاد کند ولو نخواهد رای نمی دهم گرچه مزیتی برای احمدی نژاد بر موسوی قائل نیستم به همین دلیل اضطرارا به احمدی نژاد رای می دهم" (متن کامل)
*
.
توکلی از جمله معدود نمایندگان اصولگراست که در دور اول ریاست جمهوری احمدی نژاد هم گاه و بیگاه از او و سیاست هایش انتقادهای تندی می کرد و البته از طعنه حامیان دولت و گاه خود ِ رییس دولت هم مصون نبود. بعد از ماجرای "استعفا – ابقای وزیر اطلاعات"، حالا بسیاری از جمله خود توکلی شمشیرها را از رو بسته اند.
در مورد همین پاراگراف که احتمالا پر بازتاب ترین بخش مصاحبه اخیر توکلی است، چند نکته قابل تامل می نماید:
.
نخست - اضطراری که توکلی از آن سخن می گوید نمی تواند چیزی جز احتمال بالای پیروزی میرحسین در انتخابات دو سال پیش بوده باشد؛ اضطراری چنان شدید که حرام را حلال کرد. او (و لابد بسیاری چون او در هرم قدرت) در عین حالی که مزیتی برای احمدی نژاد بر موسوی قائل نبودند، به احمدی نژاد رای دادند. این خود نشان می دهد نامشروع بودن ادامه ریاست جمهوری احمدی نژاد (به تعبیر توکلی در به کار بردن کلمه "حرام" که بار شرعی دارد)، ماه ها قبل تر از تصمیم احمدی نژاد به انتصاب مشایی به سمت معاونت اول خود (در مرداد 88) و به طریق اولی چند سال قبل از ماجرای "استعفا – ابقای وزیر اطلاعات" (در فروردین 90) مربوط می شده؛ دو ماجرایی که به درستی به تقابل با رهبری تعبیر شده. همچنین این ادعا را ثابت می کند که اصولگرایان مطلقا کاندیدایی که توان رقابت با میرحسین را داشته باشد، نداشته اند. واقعا چرا باید جریانی که مدعی است جایگاه رفیعی در افکار عمومی مردم ایران دارد و فقط خودشان هستند که راه انقلاب را به درستی ادامه می دهند و مردم هم دلداده همین آرمان هایند، چنین در یافتن و معرفی کاندیدای صالح دچار اضطرار شدند؟! عجیب و متناقض نیست؟
.
دوم - معیار رای دادن توکلی (یعنی ناتوانی در تحریک اجتماعی علیه رهبری)، معیاری است به مثابه شمشیری دو لبه. آن چنان که هم می تواند موید علاقه توکلی (و همه کسانی که چون او فکر و عمل می کنند) به حفظ یکپارچگی نظام باشد و هم اعترافی سنگین به این که سه دهه بعد از شکل گیری نظام، هنوز این برنامه های اقتصادی و سیاسی و اجتماعی و فرهنگی و قابلیت های اجرایی این برنامه ها توسط کاندیداهای ریاست جمهوری نیست که دغدغه اصلی نخبگان سیاسی نظام است. این یک معنای واضح دارد: این  که کسانی چون توکلی هنوز به فاز واجب بودن "کارآمدی" نظام اجرایی در کشور وارد نشده و در فاز "تثبیت نظام" متوقف مانده اند.
.
سوم – یکی از ابهامات مهم در فضای سیاسی کشور که به راحتی "حرام" را "حلال" می کند، و با گذر زمان چنین "شمشیر" از رو بستن هایی را ناگزیر می سازد، بی پاسخ ماندن این سئوال است که "حفظ نظام"، "هدف" است یا "وسیله"؟ / قبلا در این باره (+)
.
*

لینک های مرتبط:
.
.
.
.
.
.