۱۳۹۰ فروردین ۱۷, چهارشنبه

چهار پاره - 18


یادتون باشه چند هفته قبل احمدی نژاد در واکنش به اتفاقات لیبی گفت که یه حکومت که نباید مردمشو بکشه. بعد یه مصاحبه کرد با یک خبرنگار اسپانیایی و گفت که ما مخالفا رو سرکوب نمی کنیم. پریروز هم توی یک کنفرانس خبری در باره بدی های سرکوب و خوبی های مدارا با مردم و شنیدن حرف منتقدها و مخالف ها حرف زد و گفت: "دولت بحرين كار زشتي كرد كه مردم خود را كشت؛ مردم مطالباتي دارند، برای همین، دولت اين كشور بايد به سخنان آنها گوش داده و به آنها احترام گذاشته و با مردم خود همكاري كند" و اضافه کرد "دولتي كه ملت خود را سركوب مي‌كند براي ادامه حيات شانسي ندارد". این حرف ها رو دو جور میشه تعبیر کرد. اول همون تعبیر و برداشت رایج که معتقده احمدی نژاد این نسخه رو فقط برای "غیر" می پیچه و برای خود ایران معتبر نمی دونه ولی تعبیر دومی هم هست که من حس می کنم باید بهش توجه بشه و اونم اینه که داره میگه "من" میگم فلان و بهمان ولی اون اتفاقای توی مملکت، به خصوص از دو سال قبل به این طرف، کار و  خواست من که نبوده ... یعنی "من مثل اینا فکر و عمل نمی کنم، حساب من جداست" ... راستی موضوع اون سند – البته تکذیب شده ی - ویکی لیکس درباره درگیری احمدی نژاد و فرمانده سپاه در جلسه شورای عالی امنیت ملی بعد از عاشورای 88 یادتون هست؟
*
آیت الله لاریجانی، رییس دستگاه قضا گفته که "با کمبود بودجه در دستگاه قضایی و طبیعتا کم شدن توان رسیدگی به تخلفات و جرایم، نمی‌توان انتظار داشت امنیت مطلوب اسلامی و خواسته‌های برحق مردم،‌ لباس عمل بپوشد". چند ماه قبل هم فرمانده ناجا حرف مشابهی زد و مثالی که آورد مربوط بود به طرح مسدود کردن مرزهای شرقی و کاهش مدام بودجه اون. سردار گفت به اندازه بودجه و پولی که می گیریم می تونیم تامین امنیت کنیم. در دوره مجلس ششم هم اگه یادتون باشه وقتی مجلس روی بودجه شورای نگهبان انگشت گذاشت، کل بودجه معطل شد! ... یادش به خیر: سال ها قبل، دوره ریاست جمهوری رفسنجانی بود، آیت الله مشکینی در یکی از  نمازجمعه های قم از کارمندانی که از کمی حقوق گله مند بودند گله کرد و کم کاری را وارد ندانست و (نقل به مضمون) گفت که شما با همین حقوق با دولت قرار بسته اید، اگر نمی توانید بروید یکی دیگر بیاید.
*

اونا یک جفت چشم اند روی صورت؛ یعنی هنوز هم هستند شکر خدا. البته تا قبل از فوت پدر بزرگ این طوری کبود و ورم کرده نبودند. رفته بود برای تشییع جنازه ... گرفتند زدنش ... چشم های داماد میرحسین را می بینید
*
من تعطیلات عید دو تا فیلم خیلی خوب دیدم، یعنی همش دو تا فیلم دیدم که خیلی خوب بود: یکی "شهر فرشتگان" که قبلا دربارش نوشتم (+) و یکی هم "مادر من" (+). این دومی به اشک چشمان تان نزدیک تر است؛ یا بالعکس. اون اولی رو البته بیشتر دوست دارم