۱۳۸۹ اسفند ۴, چهارشنبه

چهار پاره – 12


یعنی خودسوزی آن جوان معترض تونسی که جرقه بر انبار باروت خشم مردم شد، و بن علی و مبارک را به زیر کشید، و خواب کسانی دیگر از زمره ستمکاران بی رحم و مروّت را مشوش کرد؛ واقعا گناه کبیره بود؟
*
ما از این که پادشاه عربستان قیام مردم مصر را و قذافی و آن بچه عوضی تر از خودش، قیام مردم لیبی را "فتنه" خواندند این همه خوشحال نشدیم که خبرگزاری فارس از "سبز" بودن پرچم لیبی کف کرده(+) ... کلا دارند روزگار پرتناقضی را سپری می کنند؛ خدا رحم به وجدان شان بکند؛ اگر تا حالا همه موجودی اش بخار نشده باشد
*
دهم اسفند کنسرت گروه موسیقی سنتی سارنگ در سالن شهید آوینی بندرعباس برگزار می شود(+). تبلیغ می کنم تا بلیت بخرید و بیایید! نی نواز گروه همکارم است و تار نواز، همدوره روزهای دانشکده و مهندسی عمران. این دومین کنسرت موسیقی سنتی ایرانی طی سال های متمادی در بندر است. آخرین بار تا جایی که خبر دارم حسام الدین سراج سال ها قبل برنامه داشته. این کنسرت از این جهت که گروه یک گروه هرمزگانی است، در نوع خود اولین است. یک هفته بعد تر هم حسین علیزاده در بندرعباس برنامه خواهد داشت
*
کسی را می شناختم که در روزهای جوانی با دختری که دوست داشت، ازدواج کرد؛  دقیق نمی دانم شاید فقط نامزد شده بودند. بعد به حکم پدر ِ صاحبنظر و نفوذش، از هم جدا شدند و آن مرد جوان با دختر دیگری ازدواج کرد.  آن مرد جوان بچه دار شد، داماد و عروس و نوه دار شد. پولدار و صاحب منصب بود خودش ... همه چیز عادی شده بود ... ماه های آخر عمر آن مرد جوان ِ دیروز بود، در بستر بیماری بود. پیری و بیماری هر دو با هم آمده بودند طبق معمول. با مرحوم مادر رفته بودیم عیادت ... وسط حرف ها برگشت رو به مادر و گفت: "حاج توران! راستی ... هم فوت کرد" یادم نیست مادر چی گفت. یادم هست پیرمرد جمله دیگری نگفت ... بعدتر از مادر پرسیدم "کی رو می گفتن؟" ... "همان دختر سال های دور را".