۱۳۸۹ آذر ۲۹, دوشنبه

گلی ترقی


گلی ترقی، حالا در هفتاد و یک سالگی، در فرانسه زندگی می کند. همین دیشب، زیر نور دوست داشتنی شمع، کتاب "دو دنیا"یش را هم تمام کردم. از آن هایی است که نباید در خریدن کتاب هایش تردید کرد! ... گلی ترقی را "از" و "با" درخت گلابی شناخته ام؛ دوست داشتنی ترین فیلمی که دیده ام. داریوش مهرجویی فیلمنامه درخت گلابی را بر اساس داستانی از او نوشته ... گلی ترقی بزرگ شده در یک خانواده "متجدد" و فرهنگی است. پدرش مدیر مجله "ترقی" بوده. رد این نوع بودن در داستان هایی که نوشته هویداست اما آن چه نوشته هایش را دوست داشتنی می کند، چیزی خیلی فراتر از این هاست ... فصل تابستان "درخت گلابی" یادتان هست؟ و بعد نبودن "میم"؟ نبودن اش برای همیشه؟ بی بهانه شدن "محمود" برای نوشتن؟ چقدر تلخ، چقدر سرد! ... گلی ترقی غمناکی "فقدان" و گذر بی رحم زمان را به نحوی عالی تصویر می کند ... دوستش دارم  ... و کاش می شد با صدای خودش، یکی از داستان هایش را برایمان می خواند
*

گلی ترقی یک بار در مصاحبه با بی .بی.سی گفته بود: "بازگشت به دنيای گذشته، از نظر روانی، جنبه درمانی دارد. سفر کشف و شهود است. بايد به انتهایِ مطلق چاه سقوط کرد و از آن جا برخاست و سرشار از نيروی حيات و دست پر بازگشت. اين شرط تولدهای دوباره است... ".