۱۳۸۹ آذر ۴, پنجشنبه

سوختن

یه آدم خوب، و مشهور البته: محمد داداش یکم یواش بابا تو رو خدا. من اینور دنیام اما کپ می کنم با خوندن این مطلبات. قشنگه اما یک کم یواش ...
من: (...)ِ عزیز ... دلم آرام ندارد ... خالی نمی شود حتی با این تندی هایی که تندی نیست اصلا
همون آدم خوب: باشه عزیزم ... الان اوضاع شیر تو شیره ... به نظرم با این قلمت بزن بیرون از سیاسی ... مثلا سوژه ای مثل قطع شدن انگشتان اون دخترک روستایی کار تو می تونست باشه ... با همین قلم ... ظریف ... طوری که هم توده بفهمه و هم خواص بگیرن منظورتو ... تو تو این بلبشو نمی خواهم بسوزی برادر ...