۱۳۸۹ مهر ۲۰, سه‌شنبه

زندگی می کنیم

از اوضاع اقتصادی مملکت کی راضیه؟ ... هیچ کس
از اوضاع فرهنگی؟ ... هیچ کس
از اوضاع اجتماعی و اخلاق عمومی؟ ... هیچ کس
از اوضاع سینما و تئاتر؟... هیچ کس
از اوضاع صادرات؟ ... هیچ کس
از اوضاع واردات؟ ... هیچ کس
از اوضاع دانشگاه ها؟ ...  هیچ کس
از اوضاع علوم انسانی؟ ... هیچ کس
از اوضاع علوم غیرانسانی(!)؟ ... هیچ کس
از اوضاع راه ها؟ ... هیچ کس
از اوضاع هواپیماها؟ ... هیچ کس
از اوضاع ماشین های تولید داخل؟ ... هیچ کس
از اوضاع بازار؟ ... هیچ کس
از اوضاع ارز؟ ... هیچ کس
از اوضاع بیمارستان ها؟ ... هیچ کس
از اوضاع کلانتری ها؟ ... هیچ کس
از اوضاع داروخانه ها؟ ... هیچ کس
از اوضاع بودجه سازمان ها؟ ... هیچ کس
از حقوق ها؟ ... هیچ کس
از بیمه های درمانی؟ ... هیچ کس
از بهداشت شهرها؟ ... هیچ کس
از وضعیت حفظ محیط زیست؟ ... هیچ کس
از وضعیت مصرف مواد مخدر؟ ... هیچ کس
از کتابخوانی؟ ... هیچ کس
از اوضاع نشر کتاب؟ ... هیچ کس
از وضعیت آموزش و پرورش؟ ... هیچ کس
از رابطه بین بچه ها و والدین؟ ... هیچ کس
از وضعیت بانک ها؟ ... هیچ کس
از اوضاع کسب و کار؟ ... هیچ کس
از اوضاع سفر و مسافرت؟... هیچ کس
از موقعیت بین المللی کشور؟... فقط خودشون
از اوضاع آزادی بیان؟ ... فقط خودشون
از اوضاع زندان ها؟ ... فقط خودشون
از بودجه های نظامی؟ ... فقط خودشون
کی از برنامه های صدا و سیما راضیه؟ ... گاهی فقط خودشون
...
کی از خودش راضیه؟ ... همه
*
خواستم بگم ما تو یه همچی کشوری داریم زندگی می کنیم.



**

پ.ن: آقا مهدی زیر این پست در گودر کامنت گذاشته که "اشتباه می کنید. من از خودم ناراضی ترم تا از بقیه. چرا از کلمه های مطلقه ی "هیچ کس" و "فقط خودشون" و "همه" استفاده می کنید؟ از کجا به این فهم مطلقه از زندگی و ذهن دیگرون رسیدید؟" به نظر من به یک معنا نقد آقا مهدی کاملا وارد است. حتما راه بردن به چنین فهم مطلقی به دانستن نظر همه محتاج است؛ و این اصلا گفتن و نوشتن ندارد از بس که واضح است. پیام این پست اشاره "کاریکاتور"گونه به نارضایتی عمومی از اوضاع است که به عنوان افرادی که در جامعه ایرانی حضور داریم و اخبار و نقل ها را می بینیم و می شنویم، موضوع کاملا روشنی است. "کاریکاتور" گونه می گویم چون این نوشته به سیاق تحلیل های مستند و جدی سیاسی و اجتماعی هم نوشته نشده، در "کاریکاتور" همچنین برجسته سازی برخی عناصر سوژه امری طبیعی است. اما به زعم من، به عنوان نویسنده متن، در کنار طعنه های سیاسی چند سطر آخر نوشته، پیام اصلی نوشته همان سطر ماقبل آخر است که نقدی است بر سکون ِ عمومی، نقدی است بر این که اکثریت از خود برای رفع این مشکلات سلب مسوولیت کرده ایم چون که گمان می کنیم ما خود بی نقص و عیبیم.