۱۳۸۹ مرداد ۲۵, دوشنبه

انسان جدید، دینی با وسعت فقه کمتری می خواهد



آغاز احساس فقدانها، محدودیت ها و کمبودها مقارن است با آغاز اقبال به دین
.
پل تیلیش ... در کتاب "شجاعت بودن"، اضطراب های وجودی عمده ای که انسان ها تجربه می کنند و از رهگذر آنها آدمیان به دین رو می کنند سه چیز می داند: اضطراب ناشی از عجز از گریز از مرگ، ترس از بی معنایی و بی هدفی و، دغدغه نتایج اعمال
.
به هر حال به نظر می رسد این که در قرآن آمده است که "چون به کشتی سوار شوند خدا را بخوانند و دین را برای او خالص کنند" و این که اروپاییان می گویند: "در سنگر انفرادی هیچ کس منکر خدا نیست" نشان دهنده این گرایش انسان است که وقتی با حد و مرزهای وجودی خود روبرو می شود به دین رو می کند
.
(اینکه) هر فردی برای برآوردن نیاز یا نیازهای خاصی به دین رو می کند، سبب می شود که نحوه دین داری انسان ها هم با یکدیگر متفاوت باشد
.
می توان دین را بر حسب کارکردی که دارد، یعنی تخفیف درد و رنج آدمیان از راه رفع یا توجیه محدودیت هایی که احساس می کنند، تحدید حدود کرد
.
انسان جدید چون عموما، اینجهانی تر، انسانگراتر، فردگراتر، استدلالگراتر، آزاداندیش تر، تعبّدگریزتر، و برابری طلب تر از انسان دوران تجدّد است، بیشتر مجذوب دین یا ادیانی می شود که وسعت فقهشان کمتر باشد، جزمیّات و تعبّدیّات نظری و عملی کمتری داشته باشد، عمق انسان شناختی و روانشناختی بیشتری داشته باشد، به مرزهای ناشی از رنگ پوست، نژاد، ملیّت، جنسیّت، قشربندیهای اجتماعی، و حتی کیش و آیین بی اعتناتر باشد، و به خودشکوفایی فرد مجال بیشتری بدهند


راهی به رهایی – مصطفی ملکیان