۱۳۸۹ خرداد ۱۸, سه‌شنبه

قاط – لغت نامه دهخدای جدید

قاط: قاطی. قاتی. غاتی. قاطی پاتی (از ترکی) مخلوط. درآمیخته. رجوع به قاتی شود- قاطی کردن؛ مخلوط کردن. درهم کردن. آمیختن. درآمیختن (+). اصطلاح عامیانه به معنی شیر تو شیر. اینکه مجلس به قوه قضاییه نامه بنویسد که چرا کارتان را درست انجام نمی دهید؟ و رییس قوه قضاییه برگردد بگوید: ما خودمان بلدیم چی کار کنیم. این که رییس جمهور به شورای نگهبان نامه بنویسد که چرا کارت را بلد نیستی و مصوبات ضدقانون مجلس را تایید می کنی و بعد نماینده ها پاشن برن پیش رهبری. این که تبدیل ذخایر ارزی از دلار به یورو و باز از یورو به دلار ده میلیارد دلار به ضرر مملکت تمام بشود و کسی محاکمه نشود. این که پنجمین تولید کننده نفت دنیا، بنزین نداشته باشد. مخ ملت. اوضاع مملکت و غیره. قاط زدم = مخلوط شدم، دارم در هم آمیخته می شم. کم آوردم به مولا