۱۳۸۸ اسفند ۲۲, شنبه

شادی این نوروز گران است

فقط یک هفته تا سال نو ... از آن نوروزهایی که نزدیک شدن اش فقط به کار "بغض" و "دلتنگی" می آید ... سال 88 را می گذاریم و می گذریم با همه آن هایی که با ما آغازش کردند و حالا نیستند که نو شدن روز را، آمدن بهار را دوباره با هم به جشن بنشینیم ... چه فرقی می کند که یک سال قبل حتی اسم همدیگر را هم نمی دانستیم ولی همه آمده بودیم سال را با "صلح" به آخر رسانیم ... می دانی چه دل ها تنگ دردانه هایی است که خونشان خیابان را، و کهریزک را، و دانشگاه را گلگون کرد؟ ... نه! شادی این نوروز گران است حتی وقتی می دانیم به خون خفته های 88 تازه آغاز شده اند.
*