۱۳۸۸ مهر ۲۷, دوشنبه

این حقیقت مکدّر

برای اولین بار وقتی در دوران دانش آموزی در کتاب خاطراتی از رزمندگان ایرانی تصویر یکی از نامه های ارتش عراق را دیدم که در جریان جنگ با ایران نوشته شده و با "بسم الله الرحمن الرحیم" شروع شده بود، جا خوردم! حس کسی را داشتم که انگار تازه فهمیده عراقی هایی هم که با ما جنگیده بودند، با مایی که رزمندگان مان، "رزمندگان اسلام" بودند، مثل خود ما مسلمان بوده اند! چند سال بعدتر هم یکی از دوستان بسیجی فیلمی از تلویزیون عراق نشانم داد از عقب نشینی غافلگیرانه نیروهای ایرانی از فاو؛ جالب و خیره کننده برایم این نکته بود که زیر نویس فیلم نشان می داد ارتش عراق دشمن "صهیونیستی" را از فاو بیرون رانده است و این در حالی بود که در دوران جنگ بخش خبری مربوط به جنگ را با عنوان "اخبار جبهه های جنگ علیه دشمن بعثی – صهیونیستی" از رادیو و تلویزیون دیده و شنیده بودیم. بعدتر این تعارض عادی شد طوری که وقتی دیروز "جند الله" ، یعنی همان لشگر "خدا"، در سیستان و بلوچستان آن ننگ را به بار آورد و از این سو کسانی برای قربانیان، از باز بودن درِ شهادت در راه "خدا" و پیوستن به ملکوت اعلی و بهشت خدا خبر دادند، فقط "یادم" آمد که "خدا" نمی شود که در دو جبهه ضد هم باشد؛ نمی شود که لشگر "خدا" کسانی را از سر نفرت بکشد و کشته ها صاف بروند بهشت "خدا"! یکی از دو طرف دارد دروغ می گوید، یا این که هر دو طرف دارند دروغ می گویند، یا این که بخشی از حق در دست هر کدام از دو سوی این جبهه برادر کُشان است ... و چه حقیقت مکدّری است جریان و جوّ این زندگی ما
*
آپ دیت دوم - بخشی از اطلاعیه گروه تروریستی جندالله: " بدینوسیله جنبش مقاومت مردمی ایران به اطلاع عموم مردم بلوچستان و ایران می رساند که امروز یک شنبه 26 مهر 1388 یکی از دلیر مردان سرزمین شهادت و مقاومت بلوچستان با نام عبدالواحد محمدی سراوانی با اجرای عملیات استشهادی در شهر سرباز دهها تن از فرماندهان سپاه پاسداران و فرماندهان بسیج و مسئولان وزارت اطلاعات را به درک واصل کرد و خود به درجه والای شهادت نائل گردید ... "