۱۳۹۶ آبان ۲۹, دوشنبه

-



مرگ، این تنها حکم قطعی زندگی همه، و گو، فراموش‌شده‌ترین‌شان، گاهی که در حوالی‌ات، عزیزی را می‌گیرد و می‌برد، نیشتر به تو می‌زند. بعد تو می‌مانی و حسرت بیش نبودن خوشی‌ها و خوبی‌هایی که می‌شد با آن عزیز، در آنها شریک بود. بغض می‌آید و اشک، و تو با این واقعیت، به تلخی و سختی، روبرو می‌شوی که همه‌چیز تمام شد؛ همه آن درخشیدن چشم‌ها، همه آن غمگساری‌ها، همه آن با هم بودن و نجوا کردن و آمدن و رفتن و سر یک سفره نشستن و انفاق مهر وجود و گرمای دست‌ها ...

خانه ساکت است، چراغ‌ها خاموش ...

قدر دانستن یعنی چه؟