۱۳۹۵ آبان ۱۹, چهارشنبه

این صدای ویرانی است



1) دونالد ترامپ بر خلاف بسیاری از پیش‎بینی‎ها، رییس‌جمهوری آمریکا شد؛ یک رییس‌جمهوری زن‌باره، نژادپرست، دروغگو، پوپولیست از نوع وخیم آن و "جنگ‌طلب". این خبر، خبرِ بد نیست؛ خبر "تلخ" است.

2) او نظام مستقر و جاری را بارها و بارها زیر سوال برد و تخطئه کرد؛ این یعنی باید از او انتظار به هم ریختن ثبات و نظم مستقر را داشت بدون این‌که دنیا بتواند اعتمادی به نظام جایگزین و مورد نظر او داشته باشد. این ردی از خاطرات از هم گسیختگی و آشوب دوران گورباچف را در ذهن برجسته می‌کند.

3) لوپن فرانسوی و ایلدرز هلندی، به عنوان دو چهره سرشناس نژادپرستی اروپا، اولین کسانی بوده‌اند که پیروزی ترامپ را به او  تبریک گفته‌اند. بازارهای مالی در حال سقوط است. دنیا همچنین باید از قدرت گرفتن روسیه‌ی پوتینِ ماجراجو و مستبد نگران باشد. گسترش ناامنی و تروریسم توسط داعش نیز آن حس پناه‌آوردن به ترامپ مهاجم را بسیار تقویت کرد. کریم‌عبدالجبار (بسکتبالیست مسلمان آمریکایی) ماه‌ها پیش گفته بود: «ترامپ بزرگترین پیروزی داعش است ... درآتش هراس مردم می‌دمد و کار داعش را برای آنها انجام می‌دهد.»

4) در ایران، به طور طبیعی همه کسانی که انتقاع مادی و معنوی‌شان در این 3 ساله اخیر به دلیل نزدیک شدن ایران و آمریکا و امضای برجام، متوقف یا آسیب جدّی دیده، از پیروزی ترامپ شادمان خواهند بود. این جریان البته اگر ترامپ و جورج بوش را یکی بداند، دچار خطایی بزرگ خواهد شد. تقابل مستقیم ایران و آمریکا به دلیل زمین‌گیر شدن آمریکا در افغانستان و عراق، بارها به تاخیر افتاد؛ امروز اما ارتش آمریکا در دوران فراغت به سر می‌برد و دیوانه‌ای چون ترامپ شاید بخواهد زنگ پایان این دوران را با کوچکترین بهانه به صدا در آورد.

5) با این همه یک امیدواری بزرگ وجود دارد و آن این‌که برخلاف اتفاقی که پس از پیروزی محمود احمدی‌نژاد در ایران رخ داد و در پی آن، اطراف او از وجود و اثر دستگاه‌های نظارتی تهی شد، نظام سیاسی آمریکا نخواهد ترامپ تبدیل به فعّال‌مایشا شود. سال‌ها قبل ابرهیم نبوی (طنزنویس) در مقایسه قدرت روسای جمهوری ایران و آمریکا نوشته بود: «رییس جمهورایران از یک حدی بیشتر نمی‌تواند اوضاع را درست کند(اشاره به خاتمی)، رییس‌جمهوری آمریکا از یک حدی بیشتر نمی‌تواند اوضاع را خراب کند (اشاره به بوش).»

6) چندین و چند انتخابات ریز و درشت در گوشه و کنار دنیا نشان می‌دهد که رای‌دهندگان به سرعت از سیاستمداران کلاسیک و نخبگانی که آنان‌را به رای به افراد خاص توصیه می‌کنند، فاصله می‌گیرند. این جریان به کشور ثروتمند و پرقدرتی مثل آمریکا که می‌رسد، تبعات سهمگین‌تری از خود نشان خواهد داد. دنیا به سمت واگرایی، نزاع، بی‌اعتمادی و میان‌مایگی بیش از پیش در حال حرکت است. این‌ها همه بسیار نگران‌کننده است.