۱۳۹۱ بهمن ۲۷, جمعه

اصولگرایان نباید طلبکار یک ملت باقی بمانند

اگر نخواهیم بگوییم «اصولگرایان دروغ می‌گویند» ولی به راحتی می‌توان گفت که «اصولگرایان راست نمی‌گویند» که «احمدی‌نژاد تغییر کرده»، او همانی هست که بود!
.
آیت‌الله مصباح - احمدی‌نژاد؛ بعد از انتخابات 84
احمدی‌نژاد در انتخابات سال 84 کاندیدای اصولگرایان نبود ولی این باور عمومی که جناح‌های سیاسی کشور به دو گروه صرفا اصولگرا و اصلاح‌طلب تقسیم می‌شوند، باعث شد وقتی هیچ یک از چهار کاندیدای مورد حمایت اصلاح‌طلبان در انتخابات سال 84 (رفسنجانی، کروبی، معین و مهرعلیزاده) برنده نشدند، اصولگرایان روی موج پیروزی احمدی‌نژاد سوار شوند و متقابلا دست در گردن یکدیگر بیندازند. او پیش از انتخابات حتی از شرکت در جلسات اصولگرایان دوری کرده بود. احمدی‌نژاد اما در قالب یک سیاست‌پیشه حرفه‌ای، بعد از پیروزی وارد معامله با کسانی شد که قبول‌شان نداشت ولی قرار بود پله صعود او باشند. هنوز دوره خاتمی آن قدر دور نشده بود که نداند اصولگرایان حتی وقتی دو قوه مجریه و مقننه را هم از دست داده باشند، آن قدر نهاد و سازمان و زور و زر دارند که بتوانند سنگ‌های بزرگی جلوی پای غیرخودی‌ها بگذارند. او سال گذشته تنها چند ماه قبل از انتخابات مجلس به هواداران خود گفته بود: «از بیست و یک نفر اعضای کابینه اول، یازده نفر از کسانی بودند که در لیست آنها (اصولگریان) بودند که بخاطر همین موضوع مورد انتقاد خیلی از حامیان و شماها قرار گرفتیم. اما بدانید اگر آن یازده نفر را نمی‌آوردیم ما را ریشه کن می کردند.»(+)
.
بعید است دستگاه‌های عریض و طویل کسب و تحلیل خبر و اطلاعات اصولگرایان متوجه رفتارهای خاص و مرکز گریز  احمدی‌نژاد نشده باشند ولی به هر دلیلی، اینک کار اصولگرایان به جایی رسیده که از «تحمل» احیاگر آرمانهای انقلاب تا پایان دوره ریاست جمهوری‌اش، آشکارا، سخن می‌گویند! این هر چه باشد، نشانه «کفایت» اصولگرایان برای مدیریت کشور نیست.
.
اصولگرایانی از جنس حسین شریعتمداری مدعی‌اند افتراق اصولگرایان و احمدی‌نژاد از وقتی شروع شد که احمدی‌نژاد برخی رفتارهای اصلاح‌طلبان را (لابد آن رفتارهای معارض با توصیه و دستورهای رهبری را) تکرار کرد اما هیچ‌ گاه پیش نیامده که از جمله به این پرسش پاسخ دهند که چطور شده بود که کسی مثل حجت‌الاسلام مسیح مهاجری (مدیر مسئول روزنامه رادیکال «جمهوری اسلامی») پیش از تأیید صلاحیت احمدی‌نژاد برای بار دوم، از شورای نگهبان به طور علنی می‌خواهد که او را رد صلاحیت کند؟ وی اردیبهشت سال 88 می گوید: «یکی از دروغ‌هایی که شاید عوام متوجه نشوند اما خواص می‌فهمند "ادعای پیروی از ولایت فقیه" است. ما در طول این سی سال دولتی نداشتیم که تا این حد نسبت به رهبری و مراجع تقلید بی‌اعتقاد باشد و البته از آن طرف سنگ آن را هم به سینه بزند.»(+) مسیح مهاجری چه قرائنی دیده بود که حسین شریعتمداری ندیده بود، یا نخواسته بود ببیند؟
.
حجت‌الاسلام سیدمهدی طباطبایی، از نمایندگان اصولگرای مجلس پیشین، نیز اخیرا در مصاحبه‌ای برخی از این نشانه‌ها را که خود متوجه شده بود، ذکر کرده(+). او در نهایت گفته: «هر كس حمايت اغراق‌آميزي از احمدي‌نژاد كرده چه تلويحي و چه تصريحي بايد از مردم عذرخواهي كند. يا لااقل بگويند تغيير ايشان برايشان قابل قبول نيست،هرچند من معتقدم احمدي نژاد تغيير نكرده و از اول هم همين بود اما برخي او را نشناختند.»
.
اصولگرایانی همچون مسیح مهاجری و سید مهدی طباطبایی هر چند احتمالا متوجه نقشه بازی شده بودند ولی در اقلیت مطلق بودند. این گروه سوگمندانه، نه از واکنش غریب احمدی‌نژاد به دستور رهبری برای برکناری مشایی از سمت معاونت اولی ریاست جمهوری شوکه شدند و نه از قهر یازده روزه او. اصولگرایان پیش از پایان دور اول ریاست جمهوری احمدی‌نژاد هم نشانه‌های فراوانی برای ملزم کردن خودشان برای پیش گرفتن رفتاری بسیار احتیاط آمیز در قبال او در دست داشتند ولی غرور، کندی در تطبیق قرائن و خطا در پیش‌بینی اوضاع و تحولات،  مانع از رفتار حساب شده در مواجهه با احمدی‌نژاد و نظارت بر برنامه‌های دولت او در حوزه‌های مختلف شد تا بدانجا که با همه تلاش هنوز نتوانسته‌اند یک قاضی تعلیق شده و متهم را از پیکره قوه مجریه دور کنند!
.
در پس سالها سیطره اصولگرایان به دو قوه انتخابی (مجریه و مقننه)، نه اقتصاد حتی به یمن بیشترین درآمد نفتی در طول تاریخ به سامان است، نه فرهنگ، نه شاخص‌های اجتماعی، نه اوضاع محیط زیست، نه چرخه بهداشت و درمان و نه سیاست خارجی.
.
ایران، به محاکمه عادلانه و علنی اصولگرایان محتاج است؛ اصولگرایانی که چشم و گوش بستند تا کارد به استخوان‌شان رسید؛ کاردی که دسته‌ آن را خود ساخته و فروخته بودند. اینان نباید طلبکار یک ملت باقی بمانند.
.
.
کامنتها در پلاس(+)
.