۱۳۹۱ تیر ۲۵, یکشنبه

خبرنگار نباید اخراج شود


دیروز خبرنگار روزنامه ایران خواسته سئوالی از سخنگوی شورای نگهبان بپرسد که منجر به عصبانیت آقای سخنگو شده، و در ادامه کنفرانس خبری، وقتی خبرنگار دیگری، این بار از ایرنا، خواسته که به نفع روزنامه ایران موضع گیری کند، به دستور سخنگو از جلسه اخراج شده.(+)
.
فارغ از ماهیت تقابل اخیر شورای نگهبان و دولت احمدی نژاد در مورد محمل قانونی ایجاد کمیته نظارت بر اجرای قانون اساسی در دولت، این جملات را بخوانید که بخش هایی از گفته های سخنگوی شورای نگهبان است در مواجهه با سئوال خبرنگار روزنامه ایران:
.
«شما كه يك گزارشي سياسي ـ تجاري منتشر كرديد ... در گزارش تجاري و سفارشي با غوغاسالاري به آن پرداختيد ... به جاي غوغاسالاري و مهمل بافتن يا گفتن بهتر است كه همه از قانون و مراجع قانوني تمكين كنيم. شيوه‌هايي كه بعضي‌ها در برخي كاغذ‌پاره‌ها كه با بودجه بيت‌المال ارتزاق مي‌شوند و شخصيت‌هاي نظام را به استهزا مي‌گيرند، به كار گرفته مي‌شود، شيوه‌هاي درستي نيست ... به‌جاي تهيه رپورتاژ سياسي – تجاري در روزنامه‌اي كه با بودجه بيت‌المال ارتزاق مي‌كند، بياييد بودجه شوراي نگهبان را بدهيد كه اكنون دو ماه از انتخابات دور دوم مجلس مي‌گذرد و هنوز بودجه ناظرين شوراي نگهبان پرداخت نشده و پاسخگو هم نيستيد! اين بودجه را بدهيد، چرا پول را مي‌دهيد به كسي كه بنشيند يك سري مهملاتي را سرهم كند!  ... به كجا متكي هستيد كه هر چه دلتان مي‌خواهد مي‌گوييد!»
.
اما چند نکته در این باره:
1) سخنگوی شورای نگهبان به طور واضح و روشنی توهین کرده. اگر روزنامه ایران بابت انتشار گزارشی مقصر است و کاری غیرقانونی انجام داده، راه مقابله و اصلاح، توهین و تحقیر و انگ زدن نیست. اگر بودجه شورای نگهبان تامین نشده، مقصر خبرنگار روزنامه دولت نیست. پیش کشیدن موضوع بودجه در این جا، یا نشانه اوج عصبانیت و از دست دادن کنترل بر نفس توسط سخنگوی مهم ترین شورای مملکت است، یا نشانه بزرگی گره های فروخورده علیه دولت که باید سر خبرنگار  بیچاره باز شود. اگر توهین روزنامه ایران به آیت الله جنتی بد است (که هست)، توهین واضح سخنگوی شورای نگهبان قانون اساسی به یک خبرنگار و به همه کارکنان یک روزنامه بدتر است.
.
2) سکوت «صنفی» سایر خبرنگاران در این ماجرا، واقعا غم انگیز است. باید به اخراج خبرنگار اعتراض می کردند اگر که خودشان از جلسه خارج نمی شدند. اگر همان زمان و همانجا این کار را نکرده اند، اینک باید این کار را انجام دهند. اگر قرار باشد اخراج خبرنگار به خاطر طرح سئوال از جلسه مرسوم شود، هیچ خبرنگار دیگری مصونیت نخواهد داشت.
.
3) جدای از آن که بسیاری از مقامات از مواجهه با خبرنگاران گریزان هستند، همان تعدادی هم که در سطوح مختلف، حتی در حد مدیر کل و بخشدار نیز، رخصت می دهند تا خبرنگاران به دفاترشان برای مصاحبه راه پیدا کنند، عموما از سئوال های چالشی و عمقی، فراری اند. بد عادت شده اند که هر چه می گویند خبرنگاران چشم و گوش بسته بپذیرند و در نقش یک تبلیغاتچی صرفا فرموده های آنان را بازتاب دهند. این مساله جدای از آن که فضا را برای سو استفاده خبرنگاران و رسانه های فرصت طلب برای  کسب منافع مادی بسیار مهیا کرده، خود مدیران و مقامات مسوول را نازک نارنجی بار آورده که سئوالات چالشی را به هیچ وجه نمی پذیرند. بی تردید بخش مهمی از مسوولیت رواج این «منکر»، بر دوش خود جامعه خبرنگاری است.
.
4) محمدرضا شاه پهلوی با همه استبداد رأیی که داشت، گاه حاضر به مصاحبه چالشی می شد. یک بار فالاچی به او گفته بود: «بسیاری از مردم شما را دیکتاتور می دانند»(+)، و بار دیگر خبرنگارانی در حوالی برگزاری جشن های 2500 ساله شاهنشاهی در یک کنفرانس خبری سئوال های سختی از شاه پرسیده بودند؛ خبرنگار یونایتدپرس از شاه می پرسد: «مطبوعات نوشته اند ملتی که سه هزار ملیون دلار بدهکار است چرا باید این خرج ها را بکند؟»، یک خبرنگار آلمانی نیز سئوال می کند: «چرا مردم شیراز نتوانستند مراسم را تماشا کنند؟»، یک خبرنگار سوئدی می پرسد: «آیا ممکن است شاهنشاه درباره هزینه جشن توضیح دهند»(+)
.
اینک سئوال اینجاست؛ چرا عده ای برای خود شأنی فراطاغوتی قائل می شوند؟ این بود آرمان های انقلاب؟!
.
.
.