۱۳۹۱ خرداد ۳, چهارشنبه

چهارپاره – 73 / آن حدادعادل ِ مطلوب


(1)
نتایج اولیه انتخابات مجلس ششم از اتفاقی مهم خبر می داد؛ به خصوص در تهران. شورای نگهبان از همان ابتدا در زیر سئوال بردن سلامت انتخابات تردید نکرد؛ اطلاعیه داد و تأیید صحت انتخابات پایتخت را هم تا نزدیکی های افتتاح مجلس کش داد؛ و قبل از تایید؛ هم سعید حجاریان ترور شد و هم روزنامه ها، فله ای توقیف شدند. در اولین واکنش های شورای نگهبان علیه سلامت انتخابات، به کاندیدایی اشاره می شد که با خانواده در فلان مسجد تهران رای داده، ولی آرای او صفر اعلام شده. وزارت کشور وقت اما تکذیب می کرد. بعدتر معلوم شد او کسی نبوده جز غلامعلی حداد عادل و خانواده اش ... شورای نگهبان از پا نایستاد. بیش از هفتصد هزار رای را باطل کرد که حاصل آن از جمله هل دادن همان حدادعادل ِ مطلوب از در مجلس به تو بود که او آن تو بشود لیدر اصولگرایان. اعتراض به اعتبارنامه اش هم به جایی نرسید. چهار سال بعد، خیلی هایی که مثل آب خوردن برای مجلس ششم رای آورده بودند، برای انتخابات مجلس هفتم رد صلاحیت شدند. تحصن شان هم فایده نداشت. حتی خبرش هم از صدا و سیمای لاریجانی جز به مسخرگی پخش نشد. حدادعادل شد رئیس مجلس بعدی. یک سال و یک ماه از مجلس هفتم رفته بود که احمدی نژاد برنده انتخابات ریاست جمهوری شد. حدادعادل در همان مجموعه مجلس، تا تحویل رسمی دولت، با لبخندی به پهنای صورت، میزبانی احمدی نژاد را بر عهده گرفت. تا سه سال بعدش، حدادعادل وزیر احمدی نژاد بود در لباس رئیس قوه مقننه. در مجلس هشتم تدبیری دیگر حاکم بود. رفت به کمیسیون فرهنگی و در طول چهار سال نمایندگی مجلس هشتم، در حکم سایه ای بود که می آمد و می رفت.
.
(2)
 حدادعادل که اصولا با اصلاح نتایج انتخابات، برای نخستین بار وارد مجلس شده بود، در انتخابات مجلس نهم بیشترین آرای صندوق های پایتخت را به خود اختصاص داد! و حالا هم دوباره سودای ریاست بر آن را دارد. خبرگزاری سپاه (فارس) حامی اوست، روزنامه سپاه (جوان) دو روز مانده به انتخابات با او مصاحبه ترتیب می دهد. رسانه های نزدیک به سپاه علیه لاریجانی جریان سازی می کنند و خلاصه این که، حسابی به هم مشغول اند.
.
(3)
حالا کار مجلس ِ مملکت رسیده به انتخاب بین «لاریجانی» و «حدادعادل» ... چقدر تنوع! ... تازه قرار بود توی این مجلس، نمایندگانی از جنس مدرّس هم باشند، رأس امور هم باشند؛ هه
.
(4)
کاش حدادعادل رئیس مجلس شود. اسم دعوایشان برای تنوع هم که شده، عوض می شود از «ساکتین فتنه - کاسبین فتنه» به چیز دیگری. مشغول آتش باری تازه شان می شوند علیه یکدیگر  و آزارشان هم، شاید، به دیگران کمتر برسد. مجلس هم مثل دو دوره قبل، جایی در انتهای امور برای خودش دست و پا می کند.
.
.